X
تبلیغات
مقالات تحقیقی - علل افت تحصيلي

علل افت تحصيلي

 

قسمت دوم

 

محمد فولادي

 

2-2 تكليف خانه

 

تكليف دانش آموزان در منزل فعاليتي هدفدار، تكنيكي و وسيله اي در خدمت يادگيري است لذا نبايد آنرا به منزله وسيله اي جهت پر كردن اوقات فارغت دانش آموزان و يا سرگرم كردن آنان تلقي نمود. تكليف بايد با تواناييها و علايق دانش آموزان مطابقت داشته باشد.

 

مدت تكليف بايد متناسب باشد با مدت زماني كه لازم است دانش آموز در منزل صرف امور درسي كند. ولي گهگاه اين تناسب رعايت نمي شود. و تكاليف سنگين بر دانش آموزان تحميل مي شود كه موجب خستگي و دلسردي مي شود.

 

«كرزيك (1966) در يكي از مطا لعاتش از محصلين علل بي ميلي شان به انجام تكاليف را جويا شد. آنان عمدتاً اين سه مورد را ابراز داشتند: مزاحمتهاي درون خانه _ عدم جذابيت تكاليف _ تماشاي تلويزيون _ آموزگاران نيز مهمترين علل را به ترتيب عدم علاقه به درس و مدرسه _ زياد بودن تكاليف و عدم رسيدگي و كنترل اولياء ذكر كرده اند. »1

 

معلم بايد در خصوص زماني كه هر دانش آموز براي انجام تكليف صرف مي كند و نيز از علاقه پشتكار، استعداد، سرعت عمل، و... اطلاعات كافي داشته و بر اين اساس براي دانش آموز تكليف تعيين كند. و گاه نيز دانش آموز به دلخواه خود از بين آنها، تكليف براي خود انتخاب كند.

 

3- محتواي كتب درسي

 

از عوامل مهم و تعيين كننده در افت يا پيشرفت تحصيلي دانش آموزان كتابهاي درسي است كه به دانش آموزان ارائه مي شود. اين مسئله از دو جهت در نظام آموزشي حائز اهميت است. اول آنكه: ارزشيابي تحصيلي و استخدامي، تعيين صلاحيت علمي افراد و نيز ملاك ورود به دانشگاهها و مراكز آموزشي عالي، و... بر محور كتابهاي درسي و فهم محتواي آن استوار است. دوم اينكه: اگر بگوييم كتب درسي تنها وسيله آموزشي است كه در اختيار معلمين قرار مي گيرد، سخني به گزاف نگفته ايم.

 

اكنون اين سئوال به جاست كه آيا تنه هدف نظام تعليم و تربيت انتقال محتواي كتب درسي به دانش آموزان است؟ آيا انتظار جامعه، از نظام آموزشي تنها انباشته كردن اصطلاحات و مفاهيم موجود در كتب درسي است در ذهن دانش آموزان يا نه آنچه مهم است، تربيت صحيح و اسلامي دانش آموزان است. يعني ايجاد جو و محيطي مطلوب در مدرسه براي رشد و پرورش استعداد هاي نهفته و شكوفا كردن قوه ابتكار و خلاقيت، آموزش آداب و ارزشهاي اسلامي به دانش آموز است تا با آمادگي قبلي كافي افرادي سازنده براي جامعه تربيت شوند.

 

«آنچه بايد در هر نظام تعليم و تربيت و ملحوظ باشد، تربيت شهروندان سازگار، ساختن و پرداختن شخصيتهاي سالم، انتقال علوم و معارفي است كه ابعاد وجود مختلف جهان هستي را مي شناساند. » 2پر واضح است كه انتقال علوم و معارف تنها نقش ابزار و مقدمه دارند نه هدف. لكن متأسفانه آنچه در نظام آموزشي ما به عنوان هدف اصلي قلمداد مي شود تنها انتقال دانش و معارف موجود در كتابهاست!

 

«در بسياري از كشورهاي جهان كه در آنها ظرفيت نوآوري و تحول موسسه ها و نهادهاي موجود از پيش نيازهاي توسعه اجتماعي است، هم محتوا و هم روشهاي مربوط به فن تعليم طرحهاي آموزشي، سدهايي بر سر راه تغيير هستند. مطالب درسي كلاس در تمام سطوح آموزشي، غالباً كهنه و نامناسب با نيازهاي آينده و فوري كشور است. غير عادي نيست كه (در اين كشورها) با كلاسها و بخشهاي دانشگاهي روبرو شويم كه نه درسهايي مورد تدريس و نه متنهاي درسي، هيچ قسمتي از اطلاع و دانشي كه توسط بشر، طي چند دهه اخير بدست آمده است، در خود نداشته باشد. »3

 

شكي نيست كه نظام آموزشي كشورهاي جهان سوم نيازمند تحول اساسي است و علل توسعه نيافتگي و عقب ماندگي اين كشورها، كهنه و بيهوده بودن مطالب و محتواي كتابهايي است كه تدريس مي‌شود. بطوري كه فارغ التحصيلان آنها كارايي لازم را ندارند. ولي آنچه مهم است اين است كه متخصصين نظام آموزشي ما عليرغم اذعان به اين مسئله كه: «با بررسي برنامه ها و كتابهاي درس ابتدايي تا متوسطه، مي توان بر آورده كرد كه بيش از 80 الي 90 درصد وقت صرف شده براي فعاليتهاي آموزشي و يادگيري مدرسه اي در جهت تحقق بخشيدن به قلمرو هاي محدودي از هدفهاي شناختي است.

 

چنين تأكيدي را در هدفهاي تدريس معلمان، روشهاي تدريس آنان و انواع آزمونها و سئوالات امتحان رايج مي بينيم»4در برنامه ريزي و تغيير محتواي كتابهاي درسي جدي نيستند يا لااقل تا كنون حركتي چشمگير از آنان از مشاهده نشده است.

 

آنچه مهم است اين است كه ما امروزه مواجه با تغيير سريع دانش تكنولوژي در جان هستيم، ما در عصري زندگي مي كنيم كه به عصر تكنولوژي و تمدن شهرت يافته است. دنيا دنياي ارتباطات است و حتي سخن از دهكده جهاني است. در چنين عصري بايد نظامهاي آموزشي، هماهنگ و همگام با پيشرفت صنعت و تكنولوژي حركت كنند و بتوانند براي سئوالاتي كه توسط علوم مختلف مطرح مي‌شود پاسخ قانع كننده بيابند. از آنجائي كه نظام آموزشي رسمي و غير رسمي و بخصوص معلمان و دانش آموزان و كتب درسي، در جريان اصلي پيشرفت علوم نقشي اساسي ايفا مي‌كنند ، اهميت و ضرورت توجه به محتواي كتب روشن مي‌شود.

 

«يكي از مراحل اساسي در طراحي و تنظيم برنامه هاي درسي مدارس، انتخاب محتواي برنامه است منظور از محتوا، مجموعه اي از دانشها، مهارتها، گرايشها و ارزشهايي است كه دانش آموزان بايد در مدرسه بياموزند. مهمترين بخش محتوا، مواد درسي مختلفي است كه در قالب موضوعات متعدد چون رياضي، فيزيك، شيمي، زيست شناسي، و غيره در كتابهاي درسي جمع آوري و به دانش آموزان ارائه مي‌شود. نكته مهم در اين زمينه تصميم گيري درباره آنست كه اولاً چه مطالبي در كتابهاي درسي گنجانده شود؟ و ثانياً اين مطالب تحت چه ضوابط و اصولي انتخاب و سازماندهي شود تا در نهايت بتواند تغييرات مطلوب و متناسب با اهداف از پيش تعيين شده را در رفتار يادگيرنده ها بوجود آورد. » 5

 

بايد با برنامه ريزي دقيق كتابهايي تدوين نمود كه با استعداد، ذوق، علايق دانش آموزان و با لحاظ كردن اصول برنامه ريزي درسي و روانشناسي كه متناسب با سن دانش آموزان نيز بوده هر كتابي را براي هدفي خاصي كه در جهت اهداف نظام آموزشي است تدوين نمود.

 

در تهيه و تدوين كتب درسي توجه به اين نكته ضروريست كه، نه تنها در كتابهاي مختلفي كه در يك پايه تحصيلي تدريس مي‌شود. هماهنگي ميان اجزاء آن هر كدام هدف خاصي را براي گروه سني ويژه اي تعقيب مي‌كنند لازم است بلكه هماهنگي برنامه مطالعه دانش آموزان و كوششهاي تربيتي، آموزشي مدرسه به آنچه در منزل توسط والدين و در محيط زندگي توسط همسالان و دوستان، و به دانش آموزان ارائه مي‌شود، ضرورت دارد و اگر دو گانگي ميان آنها احساس شود برنامه تربيتي، آموزشي دچار اختلال شده و احياناً اثر معكوسي بر جاي خواهد گذاشت.

 

علاوه بر اين كتب درسي، بايد واجد ويژگي هائي باشند كه از آن جمله اند: مفيد و سودمند بودن محتوا و تناسب داشتن آن با اهداف كلي نظام آموزشي، هماهنگي با ارزشهاي فرهنگي اسلامي، در برداشتن مسائل علمي روز با توجه به شرايط اقليمي و جغرافيائي كشور، قابل هضم و فهم بودن محتوا با گروه سني خاص خود، تناسب شيوه نگارش آن با گروه مزبور، اعتبار آن، بطوري كه با كشفيات علوم جديد در تناقض نباشد، جذابيت محتوا، هماهنگي و همسطح بودن آن با ديگر كتابها، تناسب حجم كتاب با ساعات درس و.. .

 

كتابهاي درسي و محتواي آن اگر مطابق استاندارد و فني تدوين نشود، ميتواند از عوامل بي علاقگي دانش آموزان به مطالعه و در نتيجه از عوامل افت تحصيلي محسوب شود. به عقيده يك دانش آموز «مدارس به ما درس زندگي نمي آموزند، و كتابهاي گذشته توسط همان معلمان تدريس مي‌شود. و اصلاحات اساسي در آن بعمل نيامده است. لازم بود مدارس روش صحيح حيات را به ما مي آموختند و نياز امروزي ما را درك مي‌كردند و بر اساس آن برنامه مي نوشتند. » 6

 

با عنايت به موارد فوق و بسياري موارد ديگر كه ذكر آنها خارج از حوصله اين نوشتار است، كتابهاي درسي و محتواي آن، جايگاه ويژه اي در نظام آموزشي دارند. لذا به منظور بسط فعاليتهاي آموزشي و يادگيري دانش آموزان، بايد با جديت تمام در زمينه سرمايه گذاري نمود و با برنامه ريزي درست كتابهائي مفيد و متناسب با فرهنگ اسلامي تدوين نمود.

 

4- مديريت

 

حضرت علي (ع) خطاب به مالك اشتر مي فرمايند: «اي مالك در بكار گيري كارمندان و مديراني كه بايد زير نظر تو كار كنند هيچگونه واسطه و شفاعتي را نپذير، مگر شفاعت كفايت و امانت را. » 7حضرت ملاك گزينش افراد بعنوان مدير يك مجموعه سازماني كه مديريتي صحيح حاكم باشد و مديراني با كفايت و امين اداره آنرا عهده دار باشند، مي توان اجراي دقيق اهداف مربوط به آن سازمان را انتظار داشته و پيشرفتهاي چشمگيري را در آن مشاهده نمود.

 

«مديريت عبارتست از مجموعه عوامل، فنون و هنري كه موجب توازن و هماهنگي در سازمان يا موسسه اي شده، كارائي آنرا افزايش مي‌دهد. در واقع مديريت معجوني از رهبري، تفحص در پيدا نمودن فعاليتهاي مختلف سازمان در حال و آينده مي‌باشد. كه از آن جمله مي توان ايجاد هماهنگي بين منابع نيروي انساني لازم در بخشهاي مختلف و اهميت مربوط به آنها و منابع مادي. مصرفي و قدرت مالي نام برد. سازماني كه از مديريت شايسته تري برخورد باشد بهتر مي تواند هدف خود را بر آورده سازد. زيرا امكانات برنامه ريزي صحيح تر ايجاد خواهد نمود. در ضمن كميت را با كيفيت هماهنگ خواهد كرد. » 8مديران در نظام آموزشي و بخصوص در مدارس، نقش اصلي را در اجرا و پيشبرد اهداف نظام آموزي بازي مي‌كنند. هستند. مديريت در اين نوع نظامها از اهميت ويژه اي برخورد است چرا كه، اداره يك مدرسه چه از نظر ماهيت و چه از نظر نوع رابطه مانند اداره يك مملكت است منتهي در مقياس كوچكتر. لذا مي توان گفت دقيقاً همان نوع رابطه و رفتار نيز در اينجا وجود دارد.

 

برخي از مديران يا معلمان براي حفظ كلاس يا محيط مدرسه از قدرت زور، اخراج، تبيه، توبيخ، استفاده مي‌كنند. پر واضح است كه چنين محيطي براي مدت زيادي دوام نخواهد داشت چرا كه شاگردان دائم از معلمان و مديران در هراسند و در دلهره و ترس بسر مي برند. برخي ديگر از روشهاي ديگري نظير شوخي، و گاه نيز تمسخر و استهزاء، استفاده مي‌كنند به طوري كه انسان در مواجه با آنان هر لحظه احساس مي‌كنند كه ممكن است مورد توهين و استهزا واقع شود، لذا ساكت شده، چه بسا از گفتن حرف حق نيز صرف نظر كند. واضح است كه در چنين مدارس و سازمانهايي دائماً نوعي ابهام و سردرگمي و چشم پوشي از حق... وجود دارد. و بندرت رفتار صميمانه بين افراد و مديران يافت مي‌شود. در مقابل، مديران با عدل و انصافي نيز يافت مي‌شوند كه نه بازور و تحقير كه با اخلاص و صميميت و مشورت با زير دستان، محيط اطراف خود را پر از نشاط و شور و هيجان نموده، معلمان و دانش آموزان را نيز همگام با خود در امور شريك قرار داده، اهداف سازمان را با جديت تمام به پيش مي برند و دائماً در فكر پيشرفت و ارتقاء در فكر پيشرفت و ارتقاء همكاران خود مي باشند.

 

اين گروه از مديران اگر علاوه بر تجربه كاري و رفتار مديرانه با زيردستان، تسلط فني و علمي نيز داشته و نعمت امانت را با كفايت خود اجين كرده باشند، در سازمانهاي تحت مديريت آنان، بيش از هر جاي ديگر اميد توفيق پيشرفت امور مي رود.

 

متأسفانه در بسياري از مدارس، بسيارند مديراني كه تازه تحصيلات خود را به پايان رسانده بر كرسي مديريت نشسته اند و زماني كه در برابر شرايط غيره منتظره و نادر قرار مي گيرند، دست و پاي خود را گم كرده تصميماتي عجولانه مي گيرند كه ممكن است خسارات جبران ناپذيري بر نظام آموزشي وارد كنند. و موجبات دلسردي معلمين، دانش آموزان، و نيز موجبات بي نظمي، بي برنامه گي و... را فراهم آورند كه اين خود سبب افت تحصيلي دانش آموزان و عدم موفقت اهداف نظام آموزشي است. 9 البته ناگفته نماند كه مديران نيز با مشكلات عديده اي موجه اند. از جمله مهمترين آنها مكرر و ناگهاني آنها است. بطوري كه بر اساس بر آورد و محاسبه 10در رابطه با انتصاب و تعويض مديران استاد كردستان با 3/42 % بيشترين درصد تعويض مديران مرد و همچنين در بين مديران زن استان زنجان 8% كمترين و استان چهار محال بختياري با 1/47% بيشترين درصد تغيير مديريت زن را بخود اختصاص داده است. و در كل استان مازندران با 1/16 % و استان كهكيلويه و بويراحمد با 7/41% بترتيب كمترين و بيشترين درصد تغيير مديران را داشته است. !!

 

اين مشكل به ايران اختصاص ندارد بلكه همه كشورهاي جهان سوم با آن دست به گريبانند، برعكس در كشورهايي پيشرفته چون ژاپن شايد در يك موسسه در طول يك سده حداكثر 5 الي 6 مدير عوض شود. 11

 

مشكلي كه بدنبال تغيير مديران نه تنها در نظام آموزشي، بلكه شايد در كل نظام وجود دارد اين است كه با عوض شدن هر مسئول تقريباً تمامي زير دستان آنان در مدت كوتاهي عوض مي‌شوند. كه آثار سوء فراواني به همراه دارد. از آن جمله ميت وان به عدم امكان برنامه ريزي اشاره كرد كه با خود حيف و ميل شدن بودجه و كاهش بازدهي و اتلاف وقت را به دنبال دارد. مضافاً براينكه موجب نا امني شغلي و در نتيجه ايجاد جو عدم اعتماد و اطمينان در بين كاركنان است كه خود موجب كند شدن گردش كار و عدم نظارت بر ايفاي مسئوليتها و وظايف كاركنان و... مي‌شود.

 

آموزشي و با داشتن اطلاعات فني و تجربي خود در امور آموزشي و با داشتن اطلاعات اداري و آگاهي از قوانين آموزشي جهت پيشبرد اهداف به برنامه ريزي دراز مدت بپردازد و كمبود ها را با برنامه ريزي درست و سعه صدر برطرف نمايد، خود هر لحظه نگران تعويض و آشفتگي شغلي و بي برنامه گي مي‌باشد. و طبعاً نمي‌تواند به طور بلند مدت برنامه ريزي كند و شايد به همين خاطر است كه، در نظام آموزشي مملكت بويژه در بين مديران شاهد بي برنامه گي هستيم.

 

از ديگر مشكلات مديران نداشتن آموزش لازم و كافي جهت احراز اين مسئوليت مي‌باشد. بطوري كه بر اساس يك بررسي «از كل مديران واحد هاي آموزشي متوسط نظري تعداد 2068 نفر يعني 9/70 % دوره هاي كارآموزي لازم را نديده اند. » 12

 

ضروري است كه مديران قبل از احراز اين مسئوليت جهت اجراي خط مشيهاي نظام آموزشي، و هدايت و همكاري با كاركنان آموزش و پرورش نيز معلمين و اولياء و دانش آموزان، حسن اجراي برنامه ها وظايف آنان، هماهنگي بين جريان كار آموزشي و تربيتي و اداري مدرسه از طريق حضور در كلاس درس معلمان و مربيان مشاهده روش تدريس و مشاوره با آنان، مطالعه مداوم و سيستماتيك از جو حاكم بر مدرسه و ايجاد تغييرات مناسب در برنامه هاي درسي، مقرارت اجرائي و تماس دائم با والدين درمنزل و ارائه كمك هاي مختلف رواني تربيتي به دانش آموزاني كه به آنان نياز دارند، قدرت تشخيص و شناخت سريع مشكلات رواني، عاطفي در بين دانش آموزان و معلمان، از بين بردن و شرايط ناسالم و نامطلوب در حوزه فعاليت خود بالاخره براي پيشبرد اهداف تربيتي، آموزشي دانش آموزان از آموزشهاي لازم و كافي برخوردار باشند كه در اين صورت ما شاهد نظام آموزشي سالم، پربار، فعال و دانش آموزان و معلماني شاداب و پرتحرك خواهيم بود.

 

5- فضاي آموزشي

 

از ديگر عوامل موثر در افت تحصيلي كمبود امكانات فضاي آموزشي در نظام آموزشي است. با توجه به روند رو به رشد جمعيت و عدم توازن توسعه امكانات آموزشي و فضاهاي آموزشي ضرورتاً مواجه با مدارسي دو شيفته و سه شيفته هستيم. البته مطابق آمار ارائه شده از سوي مسئولين براي هر 20 نفر محصل يك معلم وجود دارد، آنچه مهم است كمبود فضاي آموزشي است و نه معلم 13كه خود از علل افت تحصيلي است.

 

انتخاب محل مناسب براي مدارس و توجه به وضع بهداشت عمومي آن و مسائلي از اين دست، در خور دقت و توجه است. محل مدرسه نبايد در محيط شلوغ و پر ازدحام قرار داشته باشد. وجود كارخانه يا بازار يا محيط پر سرو صدا در جنب مدرسه موجب هدر رفتن نيروي معلم و دانش آموز است.

 

بايد حركتي جدي جهت تأمين امكانات فضاهاي آموزشي نمود. اين امر بيش از هر چيز به مشاركت مردم نيازمند است. غفلت از سرمايه گذاري هاي زير بنايي در اين زمينه چه از سوي دولت و مسئولين ذي ربط و چه از سوي مردم از اموري است كه زيان جبران ناپذيري را براي نظام آموزشي به ارمغان مي آورد.

 

6- دير رسيدن كتاب بدست دانش آموز

 

از ديگر عواملي كه موجب افت تحصيلي است دير رسيدن كتاب بدست دانش آموز است. مدتي از سال تحصيلي گذشته كه كتابهاي درسي در اختيار دانش آموزان قرار مي گيرد اين مسئله موجب ايجاد اختلال در برنامه تدريس مي‌شود و معلم زمان كافي و لازم را براي تدريس نخواهد داشت و از زمان مفيد تحصيل كاسته مي‌شود. در كنار اين مسئله تغيير پياپي كتب درسي آنهم بدون برنامه ريزي درست و توأم با شتابزدگي، موجب به هدر رفتن تجارب گذشته معلم شده و موجبات افت تحصيلي دانش آموزان را فراهم مي‌كند. در بسياري از سالهاي گذشته كتابهاي درسي از اواسط آبان ماه توزيع مي شد. از سوي ديگر در بعضي از مناطق گرمسير كشور از اوايل بها مدارس تعطيل مي شدند و نتيجه اين امر كه مدت مفيد تحصيلي در چنين مناطقي تنها 5 ماه است.

 

7- نابرابري آموزشي بين زن و مرد

 

در بعضي از مناطق از نظر تحصيلي بين فرزندان دخت و پسر تبعيض وجود دارد. بررسي آمار 14بيانگر درصد بالاي بي سوادي زنان در كشورهاي جهان سوم و از جمله ايران است. بنابر آمار در سال 1980 ميلادي ميزان بي سوادان صدر 23% بوده است در حالي كه در همين سال اين ميزان براي زنان 34% مي‌باشد. در ايران نيز 33% از محصلين مقطع دبيرستان در دانش آموزان دختر و 67% آن را دانش آموزان پسر تشكيل مي دهند.

 

البته مطابق آخرين ارقام منتشره از سوي مسئولين در سالهاي اخير شاهد بهبود وضعيت تحصيلي در اين زمينه مي باشيم. 15

 

8- تعطيلي

 

از ديگر عوامل موثر در افت تحصيلي، تعطيلي بي حد و حصر مدارس مي‌باشد. متاسفانه اين معضل بزرگ كشور ماست و اختصاص به نظام آموزشي ندارد. و دليل عمده آن اينست كه كار در جامعه ما بعنوان يك ارزش پذيرفته نشده است همانطور كه تحصيل عمل هنوز به عنوان يك فرهنگ و ارزش پذيرفته نشده است بلكه بيكاري و فراغت ارزش است و متاسفانه اين فرهنگ نهادي شده است! مطابق آمار ارائه شده 16 در مدارس ابتدايي حداكثر در سال 100 روز مي‌باشد. و در دانشگاهها از نظر تدريس و آموزش عملاً 50 روز، يعني دانشجوي ما عملاً بيش از 50 روز در سال سركلاس نمي رود! در واقع سطوح عاليه ما 315 روز تعطيلي داريم! در همين تحقيق علل عدم شركت دانشجويان در كلاس را عرف 50 درصد، تجربه ساليان گذشته 35 درصد، عدم حضور ساير دانشجويان 19 درصد، عدم جذابيت كلاس 38 درصد، عدم تمايل استادان در تشكيل كلاس 29 درصد، مديريت دانشگاه 16 درصد، آموزش دانشگاه 16 درصد و... ذكر ‌كرده‌اند.

 

در پايان بطور فهرست وار به عواملي چند كه ممكن است در افت تحصيلي دانش آموزان موثر واقع شوند اشاره مي‌گردد.

 

1- نابرابري توزيع امكانات آموزشي در شهر و روستا

2- تقليدي بودن نظام آموزشي

3- نقص برنامه ريزي هاي آموزشي

4- پائين بودن ارزش واقعي تعليم و تعلم در جامعه

5- كمبود يا فقدان ارتباط لازم و كافي و صميمانه بين معلمين و محصلين

6- ارفاق بي جاي برخي معلمين به دانش آموزان.

7- ضعف هوش دانش آموزان

8- محدوديتهاي مالي كشور

9- امتحان و نمره

10- بعد مسافت.

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

پى‌نوشت‌ها

1. معلم4، آذر 1370، سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي وزارت آموزش و پرورش، ص 38.

 

2. ر. ك: محمد تقي مصباح يزدي، جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن، چ اول، تهران، سازمان تبليغات اسلامي، 1368، ص 329.

 

3. آرتورا. ليوينگستون، سياست اجتماعي در كشورهاي در حال توسعه، ترجمه حسين عظيمي، تهران، برنامه و بودجه، 68، چ صبح امروز، ص 33

 

4. فصلنامه و تربيت، سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي وزارت آموزش و پرورش، سال 6، شماره 4، زمستان 69، شماره مسلسل 24، ص 60.

 

5. فصلنامه تعليم و تربيت، همان، سال 4، شماره 4-3، پائيز و زمستان 67، شماره مسلسل 16-15، ص 149

 

6. علي قائمي، مسائل نوجوانان و جوانان، ص 232، به نقل از سيد احمد احمدي، روانشناسي نوجوانان و جوانان، چ اول، بي ٭، 68

 

7. قال علي (ع) لاتقيلن في استعمال عمالك و امرئك شفاعه الاشفاعه الكفايه و الا مانه: نظام الحكم و الاداره في الاسلام، ص 301 به نقل از مديريت (چهل حديث) رضا تقوي دامغاني، سازمان تبليغات اسلامي.

 

8. مصطفي عسكريان، جامعه شناسي آموزش و پرورش، چ اول، تهران، 1368، چ حيدري ، ص 107 و 106

 

9. ر. ك: معلم 4، پيشين ص 24

 

10. فصلنامه تعليم و تربيت، سال 4، پيشين، ص 137- 138

 

11. معلم4، پيشين، ص 18

 

12. فصلنامه تعليم و تربيت4، پيشين، 145

 

13. سخنان رياست محترم جمهوري اسلامي در اولين روز افتتاح مدارس كه آمار محصلين را 17 ميليون نفر و معلمين را 850 هزار نفر اعلام كردند.

 

14. ر. ك: به دكتر هاشمي، جامعه شناسي آموزش و پرورش، سال تحصيلي 71- 70، دانشكده علوم اجتماعي تهران، پلي كپي، ص 58

 

15. سخنان رياست محترم جمهوري اسلامي، پيشين: 40% از مجموع 17 ميليون دانش آموز ايراني در سال 72- 71 را دختران تشكيل مي دهند.

 

16. كيهان، پنج شنيه 29 ارديبهشت 1370، شماره 14181، ص 5.


موضوعات مرتبط: تحقیقات در موردتحصیل دانش اموزان ودلایل افت تحصیلی

تاريخ : شنبه شانزدهم دی 1385 | 3:9 | نویسنده : معصومه گورکی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.