·  عمده ترين عوامل خانوادگي مؤثر در پيشرفت تحصيلي و افت تحصیلی دانش آموزان دختر در شهرستان بوکان عبارتند از :

 

1.    نحوه نگرش والدین به مسایل عاطفی واحساساتی در خانواده و تامین امنیت دختران درمنزل

2.    طبقه اجتماعي و اقتصادي خانواده درجامعه شهری ویا روستای محل زندگی

3.    سطح فکری و فرهنگی خانواده وتحصيلات والدین

4.    تعداد جمعیت خانواده

5.    اشتغال دختران ضمن تحصیل

6.    اشتغال مادران

7.    رابطه بين والدین و آموزشگاه

8.    اثرات ماهواره و فیلم های آن بر روی دختران دانش اموز

9.    نحوه نگرش وایدئو لوژی خانواده به مسایل دینی ومادی

 

 

 

اكنون از بين عوامل فوق به توضيح مهمترین آنها مي پردازم :

 

 

                              فصل اول                                      

 

1.     نحوه نگرش والدین به مسایل عاطفی واحساساتی در خانواده و تامین امنیت دختران درمنزل

 

·       والدین دارای شغل ازاد وغیر دولتی

دختران شهر وروستا های بوکان  مقدار قابل توجهي از وقت خود را درمنزل  مي گذراند .

به همین دلیل مهم ترين عامل مؤثر در شكل گيري نگرش دانش آموز نسبت به تحصيل ، خانواده

ِِآنهااست .

با پاسخ وپرسش های که در طول مدت خدمتم از دانش اموزانی که نسبت به درس و تحصیل بی علاقه بودند دلیل عمده نگرش منفی آن  انها به درس و مدرسه وسرچشمه بروز اصلی خانواده شان بود.نگرش خانواده بیشتر انها نسبت به مدرسه ، معلمان و درس ، منفي بود و يا بين آنچه مي گفتندو آنچه عمل می کردند تفاوت وجود داشته است.واین یک امر طبيعي است كه به تدريج فرزند آنها نيز نگرش منفي به درس و تحصيل پيدا خواهد كرد .بیشتر  پدرانی که شغل ازاد داشتند و به کار تجارت خصوصا انهایی که به مبالادت مرزی اشتغال داشتند درس را كاري بيهوده و اتلاف وقت تلقي مي كنند  وهمين نگرش را به فرزندان خود منتقل ساخته و براي پيشرفت درس آنها هيچ گونه كوششي انجام نمي دهند . انها مدرسه را ابزاری برای کنترل کودکان شان خصوصا در ایام جوانی و دوران متوسطه می دانستند . وبیشتر دوست دارندکه پسرانشان بجای شرکا با انها همراه شوند تا منفعتی که می برند دو چندان شود . واین نگرش منفی به مدرسه ودرس به دختران هم منتقل می شود . بدون انکه تکرار کنند و حرفی به میان بیاورند ارزو داشتند که به جای دخترانشان پسر داشتند و در این تجارت انها همراهی کنند . این نگرش بسیار مخرب در بیشتر این خانواده ها وجود دارد . بیشتر این پدران در ایام هفته در منزل نیستند و زمانی که هم باشند بیشتر به حساب وکتابهایشان رسیدگی می کنند و وقتی برای رسیدگی به امور تحصیلی فرزندانشان ندارند . در چنین خانواده هایی معمولا در نبود پدر پسران ارشد و یا بقیه سرپرستی خانواده را بعهده دارند و دختران کمتر در امور دخالت داده می شوند . این تبعیض بوجود امده بر روحیات دختران تاثیر منفی گذاشته واغلب انها دارای افت تحصیلی شدید تری نسبت به بقیه دارند .

·                    شغل عام و کم درامد ویا در رده پایین تر یا بی سرپرست ویا بدسرپرست یا تک سرپرست

 

·       آرزوهای برآورده نشده والدین و وظیفه فرزندان

        بیشترخانواده های شهری وروستایی که درامد انها کم تر است مانند دست فروشان وتاناکورا فروشان و شغل های بقالی و سوپر مارکتهای که در خیابانهای فرعی و محله های دور از مرکز شهر هستند  یک جمله را همیشه به فرزندان خود یاد اوری می کنند اینکه درس بخوانند تا در اینده چیزی بشوند وبرای خود کسی باشند تامانند انها زندگی بدی نداشته باشند ودر حقیقت از فرزندانشان انتظار دارند تا آرزوهای براورده نشده انها را تحقق بخشند . و چنانچه این روند رو به ضعف گذاشت باعٍث تضعیف روحیه آنان شده وزندگی رقت بار والدینشان برای همیشه نصیب خود می دانند ورهایی از ان را محال می پندارند.بیشتر دانش اموزانی که پدران ویا والدین انها دارای چنین شغل های هستند درس خواندن را تنها برای رهایی از تنگ دستی و فقر می دانند و بیشتر تلاش انها به همین منظور است اما متاسفانه با توهماتی که همیشه گریبانگیر اغلب  انهااست با شکست مواجه می شوند  واگر از یک یا دو درس نتوانند موفق شوند ارزو های خود را برباد رفته می دانند و باعث می شود تا در دیگر دروس نیزتلاش خود را بکار نبرند. و دچار افت تحصیلی شدید گردند که جبران ان تقریبا ممکن نخواهد بود.

 

·       تبعیض در بین فرزندان

مورد دیگری که در چنین خانواد های رایج است تبیعض بین دختران وپسران است . ان ها داشتن دختر را مایه درد سر و بی ابرویی که باید همیشه تحت نظر باشند تا کاری خلاف عرف خانواده فامیل وهمسایه ها انجام ندهند . انان هموراه این نکته را تکرار می کنند که یک پسر بهتر از 1000دختر است . دختر ها مال دیگرانند و برای دیگران آنها را بزرگ می کنند . دختران تا بزرگ می شوند وازدواج می کنند نان خور اضافی وجای دیگری اشغال می کنند . همیشه از طرف خانواده و دیگر افراد فامیل سرکوب می شوند وضعیفه بودن شان مرتب به انها یاد آوری می شوند .  حتی فر ستادن انها به مدرسه نیز از روی خیر خواهی و ترحم است . چنانچه دختری دارای افت تحصیلی شود ومردود گردد از فرستادن دوباره ان جلوگیری می کنند . میزان بی سوادی دختران و زنان در این خانواده ها بسیار بالا است انان یا سواد ندارند ویا کم سواد هستند . و همیشه در سنین پایین ازدواج می کنند .

 

·       خشونت علیه دختران وزنان

       خشونت علیه دختران یکی از شایع ترین نمود خشونت واستبداد دراین گونه خانواده ها در شهر بوکان وروستاههای اطراف ان است.  اعمال خشونت معمولا از سوی پدران و برادران بزرگتر اعمال میشود . به کاربردن کلمات رکیک ودور از نزاکت وادب ،فحش ودشنام ، بهانه گیری های غیر معقول ،دادوفریاد غیر اخلاقی ،فشارآوردن های روحی وروانی ، ضرب وشتم منجر به زخمی شدن ، تهدید به مرگ ، محروم کردن از خرج روزانه وغذا دربیشتر ان خانوادهها معمول شده است.

نگاه مالکیت والدین بر فرزندان خصوصا دختران وزنان در این منطقه یک قانون مطلقه وتغییر ناپذیر شده است. انان تنبیه فرزندان را جزیی از برنامه تربیتی خود به حساب می اورند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در کل دختران به شیوه های زیر در این چنین خانواده های مورد ازار قرار می گیرند.

1-  اذیت وآزار جسمی : بصورت رفتار های که از نظر فیزیکی وجسمی به  دختران اسیب وارد    می کند مانند:،کتک زدن بادست،چوب،کابل وشلنگ آب،گاز گرفتن،سوزندان دست وصورت بوسیله آب جوش وجسم داغ،مجروح کردن ، شکستن اعضای بدن ،و.......

2-  اذیت وازارروحی و روانی: بصورت حرکات ورفتارهای که روح وروان دختران اسیب می بینند.مانند:هتک حرمت،توهین وافترا،ترساندن،تحقیر،تبعض بین فرزندان دختر وپسرو.... وممانعت از دیدار مادر و یا پدر بعد از جدایی والدین از هم دیگر

3-  اذیت وازارهای عاطفی: عدم توجه وبرآورده نکردن نیازهای اولیه واساسی دختران مانند: تهیه پوشاک مناسب با سن و محیط ، عدم تهیه تغذیه ، عدم توجه به بهداشت وزبیایی ، عدم توجه به مسله اموزش ، عدم توجه به ارزوها وبرنامه های ان ها برای اتی خود و......

4-  اذیت وازار بصورت سوء استفاده: وادار کردن دختران به کارهای دشوار وقاچاق کالا و مواد مخدر ، سوء استفاده های جنسی بصورت های مختلف و.........

 

·      عوامل کودک آزاری

یک نکته دیگری که در اخر بحث عوامل خانواده می خواستم به ان بپردازم عوامل کودک ازاری خصوصا دختر ازاری  وبهره کشی جنسی دختران خصوصا از ناحیه افرا د فامیل وافراد درجه یک ودو خانواده  وتاثیرات وعواقب ان است. بیشتردختران زمانی که مورد مزاحمت های افراد قرار می گیرند از بیان ان در خانواده ومدرسه هراس دارند و برای رفع این مشکل کمتر از دیگران و والدین کمک می گیرند . متاسفانه نمونه های که گزارش شده اند و یا بحث انان پیش کشیده است ...... این مشکل زمانی حاد وغیر قابل درمان است که این اذیت وازار از ناحیه خانواده خود وافراد درجه یک فامیل باشد. موارد زیادی را شاهد بودیم که دختران دانش اموز از ناحیه خانواده مورد ضرب وشتم قرار گرفته اند ولی از هیچ ناحیه ای مورد حمایت قرار نگرفته اند . در چند مورد گزارش شده است که حتی مورد ضرب و شتم دوست پسر قرار گرفته اند. اما هیچ یک از این دختران گزارشی به مسولین یا مراجع ذیربط نداده اند. دختران خصوصا در خانوادههای با درامد کم یا بی سرپرست ویا بد سرپرست و خانوادههای که والدین انها مستبد وخود رای هستند دچار این نوع اذیت وازار می شوند . انان چنانچه نتوانند مقاومت کنند و راهی جز اطاعات از فرامین انها نداشته باشند . اعتماد به نفس خود را از دست می دهند وخشونت را تحمل می کنند .وبرای همیشه دارای شخصیتی اجتماعی منزوی وروانی مغشوش هستند .

با یکی از دانش اموزانی که از این دسته دختران بود صحبت کردم او به انچه در خانواده اش در مورد زنان ودختران گفته بودند باور پیدا کرده بود .او در خانواده ای زندگی می کرد که برادربزرگترش سرپرست اصلی خانواده بود .او از زبان برادرش نقل می کرد که بارها به او گفته است که

":هیچ کس جز من نمی تواندرفتار وکردارت را تحمل کند"

"این حرکات و اطوار اوست که باعث بروز این قبیل رفتار از سوی برادرش شده است"

"هیچ کسی دلش برای زن ها نمی سوزد "

"تمامی فتنه ها زیر سر زن ها است"

" هیچ زنی عرضه مراقبت از خودش را ندارد"

زن ها توانایی تصمیم گیری هیچ چیزی را ندارند چون ناقص العقلند"

این قبیل رفتارها و گفتارها احساس ضعف در برابر همه انچه را که مردان خانواده می گویند را ایجاد کرده است و هر گونه امیدی را برای بهبود این وضعیت از انها را می گیرد.

بحث دیگر این مورد بهره کشی جنسی وازار جسمی وجنسی انان است.

مشکل اصلی برای دفاع از این چنین دختران بسته بودن خانواده ها بعنوان نهادی محدود در این منطقه است نفوذ از سوی مدرسه و مشاورین ویا حتی مراجع ذیصلاح این قضیه مشکل ودشوار است. هنوز هیچ نهاد مددکاری و اجتماعی نتوانسته است اجازه قانونی برای دخالت در خانواد های این منطقه را داشته باشد حتی در موارد بسیار حاد هم قانون نتوانسته است کاری از پیش ببرد . دختر ازاری و خشونت با دختران حالت پنهان به خود گرفته است و برخی از انها شناخته شده نیستند ویا کسی نمی خواهد در مورد ان حرفی بزند  درمان این مسله تنها به دختر دانش اموز بر نمی گردد بلکه کل اعضای خانواده را در بر می گیرد.

نبود مرکزی برای رسیدگی به موارد کودک ازاری این مشکلات را حاد تر کرده است . کودک ازاری های شدید غالبا گزارش نمی شوند.

 

·       در باورهای عمومی مقصر اصلی کیست؟

 

          در چنین خانواده های به دلیل فقر فرهنگی وفکری مسئول انحرافات جنسی را زنان می دانند  در این قشر باور عمومی بر این است که این دختران وزنان هستند با زیبایی وارایش کردن جذابیت زنانگی و جنسی خود را به نمایش می گذارند وباعث تحریک مردان می شوند. انان فکر می کنند که زنان نجیب  درخانه می مانند تا در معرض دید مردان قرار نگیرند تا انان تحریک نشوند وبه او تعرض ودست درازی نکنند به همین خاطر مخالف پوشیدن لباس های زنانه تنها هستند انها حتما باید چادر سر کنند وروسری بگذارند . وبه هیچ عنوان در مجالسی که مردان حضور دارند نباشند . حتی در تعین نوع واندازه چادر ومانتو هم دخالت می کنند . موارد متعددی در این باره گزارش شده است که خانواد ها حتی به همین خاطر از درس خواندن دختران جلوگیری کرده اند . این امر در دورههای متوسطه روستایی وحاشیه شهر بیشتر به چشم می خورد . در یک مورد شقاوت به حدی رسیده بود که یک دختر دانش اموز کلاس سوم راهنمایی پرده ازان برداشت .  برای اینکه توجه جنسی پسران ومردان به او جلب نشود همه روز توسط مادرش با پارچه گرم پستانهایش را می مالیده تا از برجسته شدن انها جلو گیری شود و او کم سن وسال تر ازانچه هست جلوه کند . از این مورد شقاوتها بسیار شنیده شده است . از روی شنید ه ها چنین استنباط شده که این عمل تا حدود بسیاری در خانواد های اینچنینی انجام می شود . برای این کار از وسایلی مانند کفگیر، پوست وهسته موز،گوشت کوب ،وپوسته نارگیل ،پوسته انواع میوه جات ، پارچه ضخیم ، وبستن با سکه ویا غیره ...   این اعمال بسیار درد ناک هستند . بیشتر انها دلیل کارشان را تامین امنیت دختران برای در امان ماندن از دست مردان ومزاحمان ودر امان ماندن از تجاوز وتضمین کننده اینده شان عنوان می کنندو برای اینکه مانع از رشد غریزه جنسی وازدواج زودرس شوند و به تحصیل ادامه دهند .

  مادری در این مورد می گفت:" نجابت زنان خانه دار وبی سواد به شرم وحیای آنان وعدم اطلاع از چگونگی بیان مسایل جنسی صریح وبی پرده ودرمیان گذاشتن آن با دخترانشان درباره مسایل جنسی وزنانه  دلیل اصلی این اعمال است . دختران باید بزرگتر شوند ومدرسه را به اتمام برسانند تا خود به اصل قضیه پی ببرند ."

این مادران از ترس اینکه مبادا زندگی دخترانشان تباه شود واینده ای با زندگی با رفاه نداشته باشند همیشه انان را از لحاظ ظاهر و رشد سنی کنترل می کنند . مادری از اینکه دخترش مورد مزاحمت قرار گیرد ویا مواردی از این قبیل پیش بیاید و شوهرش راعصبانی کند هراس داشت و همچنین از ازدواج زود هنگام دخترش و بارادری او به شدت وحشت داشت . به همین خاطر حاضر به انجام هرکاری حتی اعمال خشونت امیز تر نیز بود .او حاضر بود باهر ترفندی که باشداز رشد برجستگی های اندام های دخترش جلو گیری کند  وجذابیتهای جنسی دختر ش را کنترل نماید .

 

 

 

 

·      اول مهر

اول مهر براي خانواده های که دارای درامد کافی نیستند و یا سرپرست آن بی سواد است و معنا ومفهوم اینده فرزندشان را درک نمی کنند  به معني خريد دفترچه و لوازم التحرير گران، لباس، هزينه کفش وکیف و کتاب مدرسه وهزینه های اینده ای آن و شروع یک درد سر تازه است. در صحبتهای که انان می گویند یک نکته همیشه خواسته وناخواسته تکرار می کنند که" اگر حرف وحدیث دیگران نبود هرگز حاضر نبودند تا دخترانشان را به مدرسه بفرستند . انان مدرسه ودرس بهانه ای برای فرار از کارهای خانه و یاد نگرفتن امورات خانه و شوهرداری در اینده می دانند ".

 

یک نکته مهم اینکه اغلب این خانواد ه ها  ساکنان روستاههای دور ونزدیک شهر بودند که به بوکان مهاجرت نموده اند وهمین عامل مهاجر پذیری شهر بوکان نیزباعث افزایش بی رویه جمعیت ان شده است.

 

·       رفتارهای والدین خصوصا مردان در این نوع خانواده ها

یک نکته دیگری که در این خانواد ها وجود دارد والدین دارای یک نوع رفتار مستبدانه وغیر منطقی هستندکه اولین گزینه برای تربیت فرزندانشان کتک وتنبیه بدنی انها است . تنبه بدنی همیشه وجود داشته است و یک استبداد تربیتی حاکم است . چنین دانش اموزانی همیشه منزوی  وبدون اعتماد بنفس  وترسو هستند از هیچ گونه ازادی عمل بر خوردار نیستند و بدون دستور وامر دیگران نمی تواند کاری را با خلاقیت خود انجام دهند. زمانی که ساکت می شوند و یا کلاس ساکت است  ومعلم در حال تشریح درس است تمرکز خود را از دست می دهند . وزمانی که بخود می ایند هرگز تقاضای شرح دوباره درس راندارند . به همین دلیل در زمان نزدیک ویا زمان  برگزاری امتحانات دچاره دلهره واضطراب می شوند حتی اگر بارها وبارها درس را دوره کرده وتمارین ان را بخوبی انجام دهند ،اضطراب ونگرانی شان بیش از حد معمول است و برای انها مشکل ساز می شود بطوریکه قادر به ارایه اطلاعات ویافته های خود نبوده ونمی توانند انها را بروز دهند. تا کنون به غیر از موارد ذکر شده در مورد چنین دخترانی  چند مورد فرار از خانه را نیز شاهد بوده ایم . اغلب این دختران که از خانه فرار کرده اند کلاس دوم و سوم  متوسطه بوده اند . شنیده ها حاکی ازان بوده است که بعد از تنبه توسط والدین ویا بردارانشان با حالت قهر از خانه فرار کرده وبه سوی مرز و کردستان عراق رفته اند و در موراد دیگر به شهر های بزرگی چون تهران رفته اند.خانواده این دختران دارای محیطی با انظباط خشک ومستبدانه پدر روبرو بوده است. چنین دانش اموزانی  حداقل یک بار در هفته از سوی والدینشان خصوصا پدرانشان تنبیه بدنی می شوند .

 

·       بیکاری والدین و تاثیر آن در سرنوشت تحصیلی فرزندان در این قشر از خانواده

 بیکاری والدین چه در خانواده هایی که با سواد بودند و یا بی سواد عامل دیگر افت تحصیلی فرزندان  خصوصا دختران بوده است. هرچند  این عامل در خانواده های که سرپرست  ان بی سواد بوده اند بیشتر نمایان است وزودتر اثر خود را می گذارد .

بیکاری عامل مهمی در خلق تنگی والدین داشته و باعث گردیده است تا به نیاز های فرزندان توجه نشود و باعث اختلات روحی وروانی انان می گرددو باعث سرخوردگي و عدم گرايش كودكان و نوجوانان به مدرسه و درس خواندن مي شود.

 

 

·       فرار کودکان خصوصا دختران از خانه

هر چند در بیشتر خانواده ها ترس از فرار فرزندان خصوصا دختران به یک معضل و نگرانی تبدیل شده است . پسران برای باز گشت به خانه راحتترند و ترس کم تری دارند . اما دختران بعدا از فرار نه تنها برای بازگشت مشکل دارند در بسیاری از موارد از سوی خانواده نیز طرد می شوند.

 

 

·       دلیل فرار از خانه

در چند مورد فرار دختران از خانه با بررسی که به عمل اوردم چند نکته مشترک وجود داشت . ترس ، خشم، و انتقام جویی از والدین و یا دست یافتن به تخیلات و رویاها وعالم جدید است  که انان مکان های دیگر را به خانه خود ترجیح می دهند. ومورد دیگری که منجر به فرار دانش اموزان دختر از خانه می شود  ترس از افشای رفتارهای بیرون از خانه مانند دوستی با پسران و شکست در این ارتباط  وفریب خوردن انهاتوسط دوستان ناباب و شک از حاملگی قبل از ازدواج است .

حتی در مواردی این قبیل دختران اقدام به خود کشی می کنند و در بسیاری از انان فکر وطرح خودکشی را در ذهن داشته اند .

در صورت برگشت به خانه  دختران فراري از والدين خود تنبيه بيش‌تر و حمايت كمتري دريافت مي‌كنند. وهمیشه این نکته بعنوان نقطه ضعفی در خانواده و فامیل وهمسایه ها به حساب می اید . یک روز غیبت از خانواده برابر است با بی ابرویی دختران و ایجاد نقطه ضعف در او حتی اگر این غیبت هیچ گونه مسئله اخلاقی نیز به دنبال نداشته باشد همیشه با دیده شک به او می نگرند . و زمان زیادی لازم است تا از اذهان پاک شود .

 

·        مسافت طولانی خانه تا مدرسه

یکی دیگر از عوامل افت تحصیلی دختران دانش اموز مناطق حاشیه شهر و مناطقی که مدارس متوسطه در انها وجود نداشت وانها مجبور به پیمودن راه طولانی  وگذر از مناطق مختلف شهر بودند احساس ناامنی در کوچه ها ومحله ها ان مناطق به علت وجود ادم های شرور ومزاحم وگدایان وسارقان و معتادین که ازادنه درآن مناطق ومحله ها پرسه می زنند . خشونت علیه دختران دانش اموز در این مناطق نیز بیشتر از سایر محله های شهر بوکان است . این خشونت ها شامل مزاحمت های مانند دید زدن قیافه و حرکات ، نگاههای همراه با شکلک صورت وچشمک زدن ازار دهنده ، ومزاحمت های کلامی مانند فحاشی و متلک پرانی وسد معبر کردن راه عبور انها ، تماس ولمس بدن درکوچه و خیابان ویا در داخل تاکسی ، دنبال کردن انها در کوچه وخیابان بصورت پیاده یا با موتور وماشین ،وبوق زدن وایستادن وسدمعبر کردن راه انها در هنگام عبور از کوچه وخیابان، نوشته پراکنی ، وعکس گرفتن از انها،مزاحمت های تلفنی ، که متاسفانه هیچ راهی جز تحمل ان برای این دختران وجود ندارد  .

 

·       اشتغال فرزندان برای رفع کمبودهای خانواده

در خانواد های کم درامد و فقیرتر حتی از تحصیل انان، خصوصا دختران دوره راهنمایی ومتوسطه جلوگیری می شود.و مجبور به  انجام کارهای مانند  پادویی مغازه ها و فروشگاهها وکارگاههای قالی و فرش بافی وکارگاهای تولید جوراب وتریکوبافی می شوند . تا نیازهای اولیه خانه را تامین کنند . متاسفانه بیشتر این کودکان که ترک تحصیل می کنند در صورتیکه در بازار کار پیدا نکنند در دام باندهای قاچاق می افتند وبه سوی جرایم وتخلفات از مقرارت اجتماعی واخلاقی سوق داده می شوند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

·       مریضی یکی از والدین

مریضی یکی از والدین خصوصا مادر در خانه برای دختران دوره راهنمایی ودبیرستان افت تحصیلی بدنبال دارد. در این مورد بیشتر شامل حال دختران بزرگتر خانه می شود . انان مجبورند برای رفت وروب واشپزی و نگهداری از مادر در خانه بمانند و کارهای منزل را انجام دهند . خستگی کار خانه و همزمانی ان با تشکیل کلاس در صبح یا شیفت بعداز ظهر مانع از رسیدن وی به مدرسه وکلاس درس می شود . ماندن در خانه ونگهداری از مریض در این مناطق به عهده دختران است. خصوصا این امر درخانواد ه های با درامد کم ویا متوسط بسیار رایج است ولی در خانواد های با درآمد بالا با استخدام پرستار و نرس خانواده این مشکل تاحدودی بر طرف می شود.

 

·       اعتیاد والدین

ازمیان دانش اموزانی که دارای افت تحصیلی بودند موارد ذکر شد که علل اعتیاد شدید والدین خصوصا پدر به مواد مخدر است. انان به دلیل در معرض گرفتن دود مواد مخدر و ترس از افشای اعتیاد پدر و ترس ناشی از دستگیری پدر و حرف همسالان ومردم و عدم توانایی خود برای مقابله با این پدیده در خانواده دچار مشکلات روحی وروانی  واجتماعی شده و توانایی خود را برای خواندن درس از دست می دهند حتی دریکی از موارد مصرف مواد مخدر نیز توسط دانش اموز گزارش گردید . این پدیده در میان پسران شدت بیشتری دارد و مصرف مواد مخدر ویا کشیدن سیگار در میان انان بیشتر رواج دارد.

 

·       نام گذاری های بی مورد ودور از عرف جامعه بر روی فرزندان خصوصا دختران

تمسخر و شوخی های بی مورد و اسم گذاری ویا پیشوند وپسوند هاویا تحریف اسم وفامیل و یا اسامی ونام خانوادگی مجهول یکی دیگر از عواملی  خانواده است که دانش اموزان را از تحصیل باز می دارد وانان را از درس ومدرسه بیزار می سازد . عدم توجه والدین به این امر دارای عواقب وخیمی برای کودکان خصوصا دختران است. بسیاری دانش اموزانی که ازاین مورد رنج می برند توسط والدین اسم گذاری های بی مورد شده اند . مثلا اسم گذاری انها براساس اسامی فیلم وسریال های خارجی در یک مورد دختر دانش اموز کلاس سوم راهنمایی که بنان اوشین نام گذاری شده بود ، از اینکه او رابه این نام صدا می زدند عصبانی می شد و دعوا می کرد . در موارد دیگر نسبت دادن نام هایی منتسب به قیافه ها مانند چاقی ،لاغری،ویا شباهت اعضا با دیگر میلتها مانند ژاپنی،چینی،هندی و... ویا تمسخر نقص عضو مانند لکنت زبان و الکن بودن وبیماریهای ظاهری صورت و چشم وبینی از سوی خانواده ها ویا دوستان وهم کلاسی ها  همواره سبب تحقیر دانش اموز و تضعیف روحیه اجتماعی وعزت نفس وهوش واعتماد به نفس انان می گردد و در انان بی علاقگی شدید به محیط مدرسه و جمع را تشدید می کند وباعث گوشه گیری وکم رویی وشرم بی اندازه می شود .

مثلا یکی از دانش اموزانی که از مسله اسم رنج می برد وهمیشه با همکلاسی های خود درگیر می شد نام خانوادگی اش یک اصطلاح کردی درباره  تخفیف محمد  جان بود . " حمه گیان" از اینکه همکلاسی هایش به خاطر نام فامیل اورا مسخره می کردند بسیار ناراحت بود واز اینکه به جمعی بپوندد شرم داشت و از معرفی خودش وحشت می کرد همیشه منتظر بود تا به این خاطر اماج خنده دیگران قرار گیرد.

مورد دیگری باز این نوع دلیل افت تحصیلی دختری در دوره راهنمایی با نام فامیل گوش بریده بود که همیشه در خواست می کرد که معلمانش اورا بانام کوچک صدا بزنند وازخواندن نام خانوادگی اش صرف نظر کنند .

 مورد دیگری باز دختری در کلاس سوم راهنمایی بانام خانوادگی " کردار" که همکلاسی هایش با جابجای فتحه وکسره اورا " کردار" یعنی (خردار) صدا می زدند که موجب عصابنیت او می شد . وچندین مورد دیگر که موردتوجه خانواد ها قرار نمی گرفت .

 

مورد دیگری که از کودکی توسط خانواده وفامیل و سپس در مدرسه توسط دوستانش عنوان می شد و با شروع دوران بلوغ ونوجوانی باعث افت تحصیلی و انزوا وتنفر از جمع را داشت دختری در کلاس سوم راهنمایی بود که صورتی گرد و چشمانی کوچکی داشت وبه همین خاطر به او چینی می گفتند . واسم کوچکش نیز به همین نام ثبت شده بود . او انزجار خودش از مدرسه وجمع را شکل صورتش می دانست و می گفت همه اورا چینی صدا می زنند و خصوصا هروقت فیلم های چینی وژاپنی پخش می شود بازیگران دختررابااو مقایسه می کنند و از خندیدن نفرت داشت او می گفت "

دوست ندارد هیچ وقت بخندد چراکه در این زمان صورتش بیشتر به دختران چینی می ماند ."

 

·       تحقیر فرزندان وتمسخر آنان

مورد دیگری از این دست عوامل که بیشتر به درون خانواده برمیگردد واکنش والدین در هنگام عصبانیت ویا در راستای تربیت ناصحیح کودکان است . بسیاری از این دانش اموزان توسط والدین تحقیر می شوند وتوسط انان با پسوندهای چون احمق گیج وخنگ وتنبل وخواب الود و شکمو و کثیف وچاقالو وحراف ونادان و غیره می نامند . در چند مورد از مراجعه والدین به مدرسه بارها درحضور خود دانش اموز به مسولین مدرسه گفته اند که دخترشان حراف و یا تنبل است که حتی نمی تواند کارهای خودش را انجام دهد . در چند مورد دیگر در حضور معلمان او را شکمو و خنگ نامیده که حتی قادر به تجزیه وتحلیل  خوب وبد و حتی از شناخت چپ وراست  نیز عاجز است . با چند نفر از این دانش اموزان در این مورد صحبت کردم انها منکر انچه مادرشان در مدرسه بیان کرد شدند ومی گفتند نه تنها چنین نیست بلکه در منزل بیشتر از دیگران کمک می کنند و مسایل اخلاقی و رفتاری را رعایت می کنند اما از لج والدینشان هم که شده به بعضی از این اعمال دست می زنند .  ویا در بعضی از موارد به علت اختلاف نظر وسلیقه از انجام بعضی از کارها سر باز می زنند . در موردیکی ازدانش اموزان این مسله حادتر بود و می گفت دربیشتر مواردی که با خانواده ام اختلاف نظر وسلیقه پیدا می کنم مورد ضرب وشتم پدر ومادرم قرار می گیرم با این وجود حتی اگر حق با انها باشد به لجاجتم ادامه می دهم. دانش اموز دیگری از رفتار مادرش گلایه داشت و می گفت به این خاطر حتی از مادرم بیزار شده ام او هر انچه را من در منزل انجام می دهم و یا هر زمان که نمره بدی می گیرم حضوری ویا تلفنی به تمام فامیل وهمسایه موضوع را می گوید وکارنامه ام را به همه نشان می دهد . حتی بارها به خاطر این مسله باهم در گیر شده ایم.

 

 

·     خانواده هایی که دارای درامد کافی هستند

 

·                    دلالیل دانش اموزانی که والدین انها دارای درامد کافی است اما دچار افت تحصیلی هستند

 

 

·       اختلاف بین والدین

      بیشتربه دليل اختلاف و كشمكش هاي خانوادگي بين پدر ومادر و يا بين هر يك از اعضاي خانه كه محيط خانه را به محيط نا امن تبديل مي كنند . دانش آموز دختر نه تنهادر خانواده باپدر ومادر درگير می شود ، براي نشان دادن مخالفت خود با آنها ناخودآگاه سعي مي كند برخلاف ميل آنها رفتار كند .  اولین حربه نخواندن درس و انجام ندادن تکالیف است.و چون تمايل و حساسيت پدر و مادر به تحصيلي را می شناسد ، در درس خواندن كوتاهي مي كند. با انها بنای ناساز گاری را می گذارد و بعنوان شخصی مستقل از انها عمل می کند.  انان دچار بی هویتی وضعف عقیده وایمان می شوند . اختلات روانی انها زیاد ودچار حواس پرتی وعدم تمرکز هستند . ان ها نه تنها با والدین خود بلکه با همکلاسی ها و دوستان شان نیز بنای ناسازگاری می گذارند وباعث هرج ومرج در کلاس می شوند وموقع درس با معلم بحث وجدل می کنند و کمتر به قبول مسله می پردازند . همیشه بهانه جو و شرور جلوه می کنند ودر نهایت دچار افت شدید تحصیلی و حتی مردودی می شوند.

 

·       وابستگی به والدین

     مورد دیگری در خانواده های مرفه که دختران انها دارای افت تحصیلی بوده خانواد های بوده اند که بیش از حد به انها وابسته اند و از سوی والدینشان بیشتر از همه مورد محبت قرار گرفته اند این دختران از کودکی یاد گرفته اند که تکالیف مدرسه وکارهایشان را به والدین خود بدهند و در صورت بروز مشکل تحصیلی و نمرات کم با استفاده از نفوذ خانواده و فامیل از معلم درخواست نمره کنند . بیشتر انها دوره ابتدایی اینگونه به اتمام رسانیده اند اما در دوره راهنمایی ومتوسطه به دلیل گسترده گی مطالب و تعداد بیشتر معلمان به بن بست میرسد و نمی تواند نمره کسب کند.

 

·       برنامه ریزی غلط تحصیلی  والدین برای فرزندان

یکی دیگر ازموارد موجود افت تحصیلی دخترانی که در این خانوادها زندگی می کنند این بوده است که توسط والدین انها بدون توجه به نیاز روحی وروانی فرزندانشان برنامه ریزی انجام شده است و باید ونبایدها را در دستور وبرنامه زندگی وی قرار داده اند . و انها را ملزم به رعایت این برنامه ها می نمایند ودستور وامر می کنند که بطور جدی ان را در نظر گرفته ودرس بخوانند . این امر باعث فشار های روحی وروانی  دانش اموز شده و حتی از درس ومدرسه تنفر پیدا می کند . چنین خانواد های حتی پا را از این فراتر گذاشته و با مراجعه های مکرر به مدرسه انها را در مدرسه نیز تحت فشار قرار می دهند و حتی با دخالت در امور اموزشی مدرسه  خواسته های خود را در همین ارتباط بر اورده می کنند . این موارد در خانواده های که پدر یامادر یا هر دوی ان ها تحصیل کرده و دارای شغل های با درامد بالا مانند پزشکان ومهندسان  است .

 

·        نکته مهم :برنامه ریزی توسط خود دانش آموزان باعث موفقیت تحصیلی می شود

  دربرابرمورد اشاره شده بالا دختران موفق که در دوره متوسطه هر ساله با معدل بالا قبول می شوند یک نکته ظریف وجود داشت وان هم برنامه ریزی درسی توسط خود انان بوده که والدینشان تنها ناظر بر ان بوده اند و وسایل وکتب کمک اموزشی را برای وی تهیه کرده اند.

 

·      نکته مهم:مادران نقش اساسی در موفقیت دانش آموزان دختر دارند.

مورد دیگر موفقیت این دختران نقش مادرانشان بعنوان دوست و یار بوده است .این دختران با مادرانشان بعنوان دوست صمیمی و مشاوری با تجربه نگاه می کردند . اما یک نکته جالب توجه وجود داشت و ان هم با سواد بود این مادران بود که بعضی از ان ها حتی در بیرون از خانه هم شغل نداشتند . ان ها مطالعه می کردند و اگر کتابی برای خواندن نداشته اند بطور مرتب از مجلات وروزنامه های مربوط به امور اجتماعی و خانواده استفاده کرده اند .

 

·       مهمانی ومسافرت رفتن باعث افت تحصیلی فرزندان می شود.

یک مورد دیگر از خانوادهای که والدین انها با سواد بوده ولی دارای فرزندانی با افت تحصیلی داشته اند  این بود که همراه با خانواده بیشتر از دیگران به مسافرت و مهمانی رفته و یا به مجالس عروسی وتولد می رفتند.

 

 

 

·       عدم توجه والدین به فرزندان دردرون منزل

مورد دیگری که دانش اموزان این گونه از خانواد ها همیشه از ان گلایه داشتند عدم توجه والدین به انها در زمانی های بود که در خانه بودند . انها از اینکه والدینشان بیشتر وقت خود راپای تلویزیون و نگاه کردن به فیلم می گذرانند و یا والدینشان بیشتر از دیگران در روز می خوابندگلایه داشتند.

 

·       داشتن دوستان متعدد

یک مورد مشترک دیگر دانش اموزانی که دارای افت تحصیلی بودند این بود که انها بیشتر از دیگران دوست  و رفیق داشتند وبه همین دلیل بیشتر وقت خود را می بایست با انها صرف کنند .

 

·       عدم کمک وراهنمایی درسی به فرزندان

یکی دیگر از موارد افت تحصیلی دانش اموزان خصوصا در میان خانواد های که والدین انها با سواد بوده اند دیده شد این بود که والدین انها درک درستی از کمک تحصیلی به کودکان خود نداشتند انها از هرگونه کمک وراهنمایی دریغ می کردند وبراین باور بودند که باید کودکانشان خود تکالیف ومشکلات درسی شان را حل کنند وراهنمایی کردن اورا به معنی انجان دادن بخشی از کارها وتکالیف دانش اموز می دانستند . در حالی که با کمک به او به این طریق باعٍث می شد تا او بتواند بخشی از مطالب را بخوبی بیاموزد .

 

·       عدم حس مسولیت پذیری در کودکان

از دیگر موارد افت تحصیلی در خانوادهها ی با زندگی متوسط وایده ال عدم حس مسولیت پذیری کودکان بود . در بررسی پدیده افت تحصیلی در خانواده های با شاخص های استاندارد ویادرحد استاندارد که در ان دانش اموز می توانست به راحتی در محیطی آرام ومساعد برای مطالعه وانجام تکالیف درس بخواند  اما بااین وجود دارای افت تحصیلی بودند این بود که والدین انها از ارایه مسولیتهای مختلف ودرحد توان دانش اموز خودداری می کردند وازارایه انجام کارهای روزانه خود وی از جلوگیری می کردند به همین دلیل مسولیت پذیری و عزت نفس واعتماد وی ضعیف بود واین حس نیز در محیط مدرسه نیز تاثیر داشت دانش اموز نسبت به تدریس معلم نیز احساس مسولیت نمی کرد وتکالیف خود را درست تر انجام نمی داد ووقت بیشتری را به یادگیری درس ومدرسه اختصاص نمی داد.

·       وابستگس بیش از حد به خانواده

كساني كه وابستگي بيش از حد به خانواده و ديگران دارند . اين گونه افراد زودتر تسليم حوادث شده ، در زندگي شكست مي خورند و خيلي زود خود را در مقابل مشكلات مي بازند ، اين افراد آستانه تحمل پائيني داشته و تحمل وقايع و رويدادهاي زندگي را ندارند .وابستگی بیش از حد دختران به خانواده نیز سبب افت تحصیلی انان شده است .این گونه دختران برخلاف پسرانی که در این موقعیت قرار دارند بیشتر تسلیم مشکلات و حوادث می شوند و خود را زود در مقابل مشکلات پیش امده می بازند انان همیشه ودر هر موقعیتی منتظر دخالت والدین وافراد دیگر خانواده شان هستند وانتظار دارند تا انها کارهایش را انجام دهند وبا دخالت انها مشکلاتش راحل کند به همین سبب چنانچه در حل مسایل درسی ومدرسه ومسایل دیگر اموزشی وکمک اموزشی مشکلی برایش پیش بیاید نمی تواند بدون دخالت انها ان را حل کند و اگر کاری از دست انها ساخته نباشد تمایل چندانی به ادامه ان ندارد و ان را پی گیری نمی کند . این گونه دانش اموزان حتی اعتماد خود را به دیگران از دست می دهند و بنابراین حتی توانایی پذیرش کمک های انها را نیز نخواهد داشت .

 

 

·       عدم درک صحیح والدین از تکالیف مدرسه

مورد دیگر عدم درک بسیاری از خانواد ها از تکالیف مدرسه است . متاسفانه تعداد این خانواد ها بیشتر ند وانها دانش اموز خوب را دانش اموزی می دانند که تکالیف زیادتری در خانه بنویسد . انان معتقدند که میزان یاد گیری به طور مستقیم وابسته به مقدار تکالیف وتمرین های است که در خانه انجام می دهند حتی انها به اجبار فرزندان خود را مجبور به انجام تمرین های بیشتری می کنندویا زمانی که قصد انجام تمرین های خود را دارند والدین دخالت کرده وتمرین های انها را انجام می دهند تا وانمود کنند که فرزند انها باهوش است .

 

·       عدم برنامه ریزی مطابق با برنامه های دانش آموزان در منزل

یکی دیگر از عوامل خانواده تاثیر گذار در افت تحصیلی دانش اموزان عدم برنامه ریزی مطابق با برنامه های کودکان است . در موارد بررسی شده افت تحصیلی نمونه های یافت شده است که دارای برنامه مشخصی برای استراحت وخواب نداشته اند . انان تا دیر وقتی از شب را در خانواده بیدارمی ماندند و یا شبها زودتر از موعد بخواب رفته و صبح زود ساعتها قبل از شروع مدرسه از خواب بر می خواستند ود درنتیجه در کلاس حواس نداشته و چرت می زنند ودر انجام تمرین ها و تکالیف خود ضعیف بودند انها همچنین دچار افسردگی کم خوابی و کم هوشی می شوند .

 

·                    بیماریهای گوناگون وزنانه

این نوع بیماریها به دو نوع موقتی و دایمی  هستند . بیماریهای حادی چون صرع و انواع بیماریهای بینایی مانند تنبلی چشم و لوچی(انحراف چشم) وضعف بینایی،دوبینی،وبیماریهای شنوایی و ذهنی و بیماریهای جسمی-حرکتی ، بیماریهای پوستی ، بیماری های تنفسی مانند آسم ، جوش صورت ، وبیماری یبوست ، کوتاهی قد و نواقص جسمی

 

·       عارضه تنبلی چشم

در مدارس دخترانه راهنمایی ودبیرستان  خصوصا در راهنمایی تعداد زیادی از دانش اموزان از عارضه تنبلی چشم رنج می برند و حتی برای یک بارهم توسط خانواده ها به دکتر برده نشده ومورد معالجه قرار نگرفته اند .  این دانش اموزان فقط دارای یک چشم ویک چشم بیمار هستند ،که دربسیاری از ساعات اولیه صبح ویا ساعات اخر درس بخوبی نمی توانند ببینند وهمچنین بعلت خستگی چشم نمی توانند مطالعه کنند و به اندازه کافی به صفحات کتاب نگاه کنند . و اين به واقع يك مسئله عمده در بهداشت عمومي خانواده ها بهشمارمی اید. بسیاری از خانوادهها از اینکه چشم دخترشان دارای بیماری است اظهار بی اطلاعی می کنند .یکی از مشکل اصلی این دانش اموزان بی توجه هی خود انان نسبت به مسله دید چشمان خود است انان کمتر به مسله اهمیت می دهند و یا از وجود این نوع بیماری اگاهی دارند . عدم اطلاعاتپزشکی وعمومی در این مورد باعٍگردیده است که به ان بی توجه باشند . در صحبتی با دانش اموزانی که ازاین بیماری رنج می برند داشتم انان گفتند که به علت اینکه چشماشان دردی نداشته است و نمی دانستند انچه را می بینند فقط با یک چشم است . و والدین انها از وجود این نقص در چشمان فرزندانشان اطلاعی نداشته اند . همه انها یک حرف را تکرار می کردند." چشم هاي فرزند من ظاهراً قشنگ است. ومن نقصی را در نمی بینم. وزمانی که به ان پی برده اند کمتر کسی از والدین به ان اهمیت داده اند و زمانی از وقت خودرابرای درمان ان اختصاص داده است.انان از عدم صبر وحوصله در به کا ربردن دستورات پزشک سخن می گفتند . وهمچنین  دختران دانش اموز خصوصا در مقطع راهنمایی به دلیل شیطنت همکلاسی هایشان از زدن عینک استقبال نمی کنند . ودر صورت داشتن عینک همیشه سعی در مخفی کردن ان را دارند.

 

 

·        بیماری صرع

یکی دیگر از بیماریهای که خانواده ها در ارتباط با کودکانشان در درگیر هستند وبیشتر دانش اموزانی که به ان مبتلا هستند دارای افت تحصیلی بوده ودر مواردی حتی منجر به ترک تحصیل انان شده است بیماری صرع است .در طول فعالتیم در میان دختران دانش اموز مبتلا به این بیماری با دونوع بیماری صرع روبرو شده ام یکی بصورت خفیف و دیگری با شدت

دانش اموز دختری که دارای بیماری صرع با درجه خفیف بود در طول هفته یک یا دوبار دچار حملات صرع می شد . او هنگامیکه دچار حالت صرع می شد در جای خود به یک باره از فعالیت می افتاد برای حدود دو الی سه دقیقه بی حالت و بی حرکت می گردید و یا به نقطه ای خیره می شد . دندان هایش را به هم می سایید و از دهانش کف بیرون می امد . بدون انکه بداند در اطرافش چه می گذرد. در هنگام صرع اغلب دوستانش از اینکه به او دست بزنند می ترسیدند .  زمانی که از این حالت خارج می شد بسیار خجالت زده می گردید. و بیشتر اوقات گریه می کرد واز اینکه دوستانش با حالتهای خاصی او را نگاه می کردند عصبانی بود.  مورد دیگری که از بیماری صرع شایع بود دارای حالتی باشدت بسیار بود. دانش اموز مبتلا هوشیاری خود را کاملا از دست می داد وبه کف کلاس می افتاد . اعضای بدنش خصوصا عضلات وماهیچه هایش سفت و یا دچار تکان های باشدت و غیر کنترل می شد که در بعضی از موارد حتی منجر به زخم شدن انها وخون ریزی می شد . در یکی از دانش اموزان شدت ان بیشتر می شد تا جای که اختیار ادرار خود را از دست می داد و خود را خیس می نمودبعد از چند دقیقه به خواب عمیق نزدیک به بی هوشی فرو می رفت و پس از به هوش امدن نیز حالت گیجی ومنگ داشت . همکلاسی هایش یک حالت ترس داشتند و اغلب واکنش های منفی از خود نشان می دادند  او از اینکه در حضور دیگران دچار این حالت شده است عصبانی بود .ودوست نداشت در مورد ان حرفی بزند در مدرسه وکلاس منزوی بود ویک حالت کج خلقی وخشن پیدا کرده بود و در نهایت قبل از شروع امتحانات پایان ترم از تحصیل دست کشید و ترک تحصیل نمود . اغلب خانواده این دانش اموزان  بسیار ناراحت واحساس درماندگی می کردند . بیشتر انها از داروهای جدید ضد صرع اطلاع درستی نداشتند وکمتر از شیوه درست برخورد با ان اطلاع بودند.

 

·       بیماری زنانه

یکی دیگر از بیماریهای که دختران دانش اموزان و غالبا بیشتر انان از ان رنج می برند بیماریهای زنانه است . خصوصا برای دخترانی که در حال بلوغ ورشد جسمانی هستند . یکی از موارد درد ناشی از پریود شدن دختران است. خصوصا دختران دوره راهنمایی که برای اولین بار پریود می شوند . درد ناشی ازان و عدم اگاهی از چگونگی برخورد با آ ن این دختران را ناچار خانه نشین می کند وتا اتمام معمولا به مدرسه باز نمی گردند . این مورد درمورد دخترانی که دارای بلوغ زود رس هستند بیشتر صدق می کند . گاهی  دوره پریود ماهیانه انها طولانی تر و خونریزی بیشتری دارند معمولا دوالی چهار روز از ماه را در خانه بسر می برند و در این مدت ازدرس ومدرسه دور شده وجبران ان احتیاج به زحمت وتلاش بیشتر دارد که غالبا ازان کوتاهی می کنند که این مسله باعث افت تحصیلی انان می شود

 

 

·       بیماری های پوستی

مورد دیگری از بیماری دختران که باعٍث منزوی شدن و ترس از حضور در مدرسه می شود بیماریهای پوستی است. خصوصا بیمارهای رنگدانه پوست که باعٍث تغییر رنگ پوست دست وصورت می شود و قهوه ای وسفید  می شود . از انجایکه این پیدیده پوستی باعٍتث تغییر در زیبایی جسمی انان می گردد و تاثیر ناگواری در انان می گذارد حتی از حضور در جمع خود داری می کنند وهمیشه متوجه عکس العملهای دیگران در برابر خود هستند به همین سبب گوشه گیر منزوی اند .

 

·       استرس واضطراب

استرس و اضطراب نیز یکی از عوامل عمده دانش اموزان دختر در دوره راهنمایی ومتوسطه که دارای افت تحصیلی هستند می باشد .از عوامل ایجاد استرس در دانش اموزان دختر عدم حمایت خانواده ها از تحصیلات و براورده شدن رویا واروزهایشان و حساسیت بیش از حد به مسایل خانواده گی واجتماعی واخلاقی وسیاسی، بیشتر شدن هزینه ها وخرج روزانه ونابرابری ان با پول دریافتی از والدین ،عدم اعتماد واطمینان به اطرافیان در خصوص در میان گذاشتن ناراحتی ها و مشکلات شان ، ترس از اینده وعدم براورده شدن خواسته های که برای اینده دارند . عدم حمایت عاطفی والدین از انها . حسادت به اطرافیان و دوستان ، ترس از وقوع حوادث در اینده و چندین مورد دیگر که دانش اموزانی انها را بیان کرده اند  می باشد .

 

·                   زندانی بودن والدین خصوصا مادر

 

یکی دیگر از عوامل افت تحصیلی دانش اموزان دختر در شهرستان بوکان  زندانی بودن والدین است .چنانچه یکی از اعضای خانواده خصوصا والدین به علت اشتباه عملکرد وی زندانی شود تمامی اعضای خانوادهاز نظر همشهریان واعضای فامیل وهمسایه ها در انجام این اشتباه سهیم می گردند . واین تاثیر گذاری عمیقی بر نحوه برخورد با این خانواده خواهد داشت . جدا از اینکه مجرم توسط دستگاه قضایی مجازات می گردد توسط جامعه نیز به قولی بایکوت می گردد . این پدیده در میان خانواده های شهر نشین وسطح متوسط وبالاتر شدت بیشتری دارد .در خانوادههای با درامد کم و سطح پایین زندانی شدن والدین خصوصا پدر بر مسایل اقتصادی خانواده تاثیر نامطلوبی دارد ودر غایب مرد خانه زن عهده دار تهیه مخارج ان خواهد شد . یکی ازمواردی که این خانوادهها بعنوان مخارج اضافی در هنگام زندانی بودن مرد به ان می نگرد واز هزینه های ان خواهد کاست مخارج تحصیل فرزندان خصوصا دختران است. مورد دیگری که در این خانوادهها به هنگام زندانی بودن والدین رخ خواهد داد تشدید وتکرار جرم توسط فرزندان خصوصا در خانوادههای با درامد کم و فقیر است .سستی وتزلزل بیناد خانواده و عدم قدرت تجزیه وتحلیل مسایل اینده فرزندان توسط والدین تاثیر مخربی بر روحیه انها خواهد گذاشت وان ها برای تامین مقاصد خود مجددا روی به بزه کاری و کارهای خلاف می اورند . انچه بیشتر از همه زندگی اش تباه خواهد شد دختران این خانواده ها هستند . انها در مرحله اول ورود به این سراشیبی در معرض انواع خطرات بویژه اذیت وازار جنسی قرار می گیرند و سپس برای همیشه مجبور به ادامه ان برای تهیه مایحتاج خود می گردند .این روند در درمیان خانوادههای که زن خانواده زندانی است رشد سریعی دارد . زندانی بودن زن در این مناطق خصوصا مناطق حاشیه شهر و خانواد های تهیدست برابراست با از هم گسیختگی خانواده وبایکوت کلی انها توسط افراد جامعه و حتی افراد فامیل درجه یک و همسایه ها . چنانچه مادر خانواده زندانی گردد اولین شخصی که بعنوان شریک جرم او محسوب می گردد دختر خانواده است . لذا مجازات دولتی از یک سو و مجازات افراد دیگر خانواده از سوی دیگر عرصه را بر دختر خانواده تنگ تر خواهد کرد. درچند مورد پیش امده که باعث افت تحصیلی ومنجر به ترک تحصیل دانش اموزان دختر گردید و با تحقیقی که انجام دادم یکی از این موارد دستگیری مادر یکی از دختران دوره راهنمایی در فروشگاه فروش پارچه به جرم سرقت و اختفای پارچه هابود که از سوی دستگاه قضایی محکوم به 91 روز زندانی بود . که بلافاصله از سوی پدر خانواده تقاضای طلاق شد و در نهایت کمتر از یک هفته دختر خانواده مجبور به ترک تحصیل گردید و بنیان این خانواده از هم گسیخت. مورد دیگر مادر خانواده به علت مشارکت در توزیع واختفای کالاهای قاچاق برای برادرانش محکوم و زندانی شد . دختر خانواده مجبور به غیبت طولانی مدت برای انجام امورات خانواده و درنهایت ترک تحصیل نمود . موارد دیگری از جمله رابطه پنهانی مادر با افراد غیر و اعتیاد و مسایل اخلاقی وغیره وجود داشته است .

دخترانی که والدین انها  خصوصا پدر به علت مسایل غیر اخلاقی وسرقت وقاچاق موادمخدر که ازنظر جامعه منفور هستند زندانی می شوند ، غیبت پدرونبود والدین وشایعه سازی های اطرافیان وافراد فامیل یک پیش زمینه ای مهم برای تکرار رفتار های خلافکارانه می شود . غیبت والدین ونبود سرپرست و یا وجود والدین بدسرپرست وازادی وداشتن پیش زمینه اگاهی از ان اعمال منجر به تکرار ان می گردد. دخترانی که یکی از والدین انها بعنوان سارق دستگیر وزندانی شده است حتما ان را تکرار خواهد کرد . پیشینه وسابقه والدین منجر به تکرار وحتی انحرافات رفتاری دیگری می شود . انان در مدت نبود والدین تخلفات ازقبیل ، مصرف مشروبات الکلی ، کشیدن سیگار ،وتماشای فیلم های متبذل ومستهجن،و مصرف مواد مخدر،وتخلفات اخلاقی ،مرتکب وبیشتر از مواقع دیگر از مدرسه غایب می شوند . به طور کلی تخلفات والدین و نبود انها در منزل در واقع عامل اصلی تکرار ان توسط دختران است .

"این موارد و موارد ترک تحصیل وافت شدید دختران در خانواد های که والدین انها به جرم های مسایل سیاسی زندانی بودند کمتر دیده شده است . این خانوادهها غالبا دارای سطح متوسط جامعه هستند و توسط شخص ویا جریاناتی حمایتهای مالی ومعنوی می شدند.   "

 

·      اعتیاد

اعتیاد به سیگار مواد مخدر والکل، مواد روان  گردان مانند قرص  هاي اکس، شيشه، یکی دیگر از عوامل خانواده در افت ویا ترک تحصیل دختران دانش اموزبوده است .بعد از مواد غذایی ونان یکی دیگر از موادی که به آسانی وارد خانواده های بوکانی شده است مواد مخدردر انواع وصورتهای گوناگون می باشد.بطوریکه مصرف ورشد ان روز به روز بیشتر می شود وبه سرعت گسترش می یابد.بسیاری از خانواده ها از مواد مخدر بعنوان اولین عامل نگران کننده خود نام می برند و سپس فقر وبیکاری را در رده های بعدی می گذارند .بسیاری از خانواده هادر صورت مشاهد و اثبات وجودمصرف موادمخدر توسط فرزندانشان بجای مراجعه به دفاتر مشاوره وحل ان سعی در حل ان بصورت انفرادی .گاها با دعوا وکشمکش می پردازند و دربیرون سعی برسکوت وکتمان وتکذیب ان می پردازند .سیگار اولین عامل ومهمترین عامل سوق دهنده دختران دانش اموز بسوی مظاهر فساد وتباهی است . که متاسفانه مصرف کننده گان ان در میان دختران کم نیستند . گزارشات زیادی از استفاده ومصرف سیگار در محوطه اموزشگاه ها شده است . بسیاری از انان در دستشوی های مدارس و در حیاط خلوتهای مدارس به انجام مصرف ان می پردازند .در مصاحبه ای با چند دانش اموز دختر راجع به نحوه شروع وعلت مصرف سیگار ومواد جویا شدم . ان ها اذعان داشتند که شروع کشیدن سیگار را در جمع دوستان خود در مهمانی های که برپا کرده اند شروع کرده اند . عامل ودلیل وانگیزه اصلی را نشان دادن واعلام استقلال عمل و بزرگ نمایی  خودوهمراهی وهماهنگی وهمرنگ شدن با اعضای دیگر گروه ودوستان عنوان نمودند . وعامل دوم کشیدن سیگار را پدر ، برادر بزرگتر ،مادروعامل سوم فرار از ناراحتی وغم غصه از دست دادن والدین خود وشکست در عشق،افسردگی،افت تحصیلی،مردودی،استرس ،شادابی ولذت ،کنجکاوی،وسایر موارد دیگر اعلام نمودند .

این پدیده د رخانواد های که دارای درامد هستند به نحوی بر روی فرزندان تاثیر می گذارد ودر خانواد های کم درامد واسیب پذیر به شیوه دیگری .در خانوادهای که دارای درامد هستند ومصرف اعتیاد فرد معتاد تامین است موجب می شود تا فرزندان، رفتار آسیب زای آنها را الگو قرار داده و معتاد شوند . رفتار والدین لهجه وحرکات انها را تقلید کنند. وبه مرور از جامعه فاصله بگیرند و منزوی شوند . در خانوادهای کم درامد اعتیاد اولین ضربه خود رابه منبع درامد خانواده خواهد زد . سرپرست خانواده به علت نشئه بودن و تنبل شدن شغل وکار خودرا از دست خواهد داد وبه الطبع درامدی هم نخواهند داشت . بنابراین برای تامین مواد مخدر از هیچ چیزی نخواهد گذشت . به مرور اسباب وسایل خانه را خواهد فروخت و سپس به هر کاری تن خواهد داد.درگیری ونزاع بین والدین از بقیه سلب ارامش خواهد کرد و دیگری لحظه ای ارامش برای درس خواندن فرزندان بوجود نخواهد امد . در مواردی که با انها برخورد کردم . دختری بود که زمانی که شفیت صبح بود بعد از تعطیلی مدرسه غالبا به خانه مراجعت نمی کرد واغلب در پارکها قدم می زند ویا در سالن مطالعه کتابخانه عمومی می نشست وتا دیر وقت به خانه بر نمی گشت . در صحبتی که با او داشتم عنوان می کرد  ترجیح می دهند که بیشتر اوقات خود را در خارج از منزل سپری نماید. در موارد دیگر مسله از این حاد تر می شد و دختران به اسانی به علت کمبود محبت خانواده در دام محبتهای ظاهری افراد قرار می گیرند و غالبا منحرف می شوند وانها نیز برای رهایی وفرار از مشکلات زندگی شان به مصرف مواد مخدر روی می اورند . دانش اموزانی که والدین انها دارای اعتیاد بودند وبه همت مادر ویابرداران ویا خود همچنان به مدرسه می امدند اغلب دارای تعادل روحی نیستند وهوشیاری انان کمتر می شود تیز بینی خود را از دست می دهند و به بسیاری از مسایل بی تفاوت می شوند . اغلب دروغگو و پرخاشگر ودارای اضطراب هستند وتمرکز خود را در کلاس از دست می دهند .

 

 

·       استفاده غیر اصولی از رایانه در بوکان باعث افت تحصیلی می شود

·       بازی های کامپیوتری در شهر بوکان باعث افت تحصیلی دختران می شود.

یکی دیگر از عوامل افت تحصیلی دانش اموزان استفاده غیر صیح از رایانه وبازیهای رایانه ای و اینترنت است . بازی های رایانه ای باعث می شود دانش اموزان ساعتها وقت خود راصرف بازی با رایانه کنند . انان ان چنان با تمرکز به ادامه ان توجه می کنند که باعث یک پیوند عصبی وروحی با ان می شوند با ولع بیشتر به ادامه می دهند تا به مراحل بعدی بازی برسند . ارازان بودن ودست یابی اسان به این نوع نرم افزارها یکی از عوامل عمده گرایش دانش اموزان بسوی ان است . هر چند دربین پسران علاقمندان بیشتری دارد اما دختران نیز در بسیاری از موارد به ان معتاد هستند گاهی ساعتها از وقت خود را صرف ان می کنند. در بسیاری از موارد در سطح مدرسه شاهد بازگویی ان از سوی دختران بوده ایم وحتی گاهی ناخود اگاه به یک رقابت بین انان تبدیل می شود ودر ضمن بدون هیچ گونه ممانعتی نرم افزار های ان را در بین هم دیگر رد وبدل می کنند . گرایش اصلی دختران به این گونه نرم افزار ها و بازیها در نبود انجمن های با مداومت و با ریشه فرهنگی وهنری واموزشی در سطح شهر واموزش پروش است . انها تمایل خود رابه این گونه بازیها به علت نداشتن مکان ویا انجمنی که بتوانند وقت خود را به شیوه های صحیح بگذرانند بیان می کردند  . دربیشتر موارد نیز والدین محدودیتی برای انها در هنگام استفاده از رایانه به عمل نیاورده اند .

 

·       اینترنت باعث افت تحصیلی دانش آموزان دختر در بوکان شده است.

 مورد دیگر در عدم استفاده صحیح از رایانه استفاده از دنیای اینترنت است . بعد از بازی و شاید هم بیشتر ازان دختران استفاده کننده اصلی هستند . ناشناخته ماندن انها در هنگام استفاده از ان و عدم محدودیت در ارسال هرگونه پیام ودسترسی به انواع چت روم ها و جذابیت خاص ان برای نوجوانان وجوانان وایجاد یک موقعیت مجازی برای دختران  عامل اصلی استفاده از ان است .  عوارض بعدی استفاده از رایانه بیشترین عامل در افت تحصیلی است . دردهای جسمانی ، خستگی وسوزش چشمها ، کمردرد ناشی از نشستن مداوم ،بی خوابی ، بی قراری برای ادامه ان در ساعات اینده و همچنین عوارض روحی وروانی ان مانند دو شخصیتی شدن ،  تمایل به تنها بودن و گریز از خانواده و دوستان وبسیاری دیگر از جمله دلایل افت تحصیلی است.  از دیگرتاثیرات رایانه و اینترنت ایجاد یک نوع شخصیت کاذب خود بزرگ بین در جوانان ونوجوانان درخانواده است که در مقابل ان والدین دچار نوعی ضعف سرپرستی می شوند وبه نحوی کنترل امور تربیتی فرزندان خود را از دست می دهند و در از انجائیکه دروس مدارس کمتر به بحث تکنولوژی روز می پردازد این ضعف بیشتر نمایان می شود . دانش اموزان دختر بیشتر از پسران دچارعوارض وتاثیرات اینترنت وبازی های ریانه ای هستند . دختران وقت بیشتری را نسبت به پسران درخانه می گذرانند ، در بررسی دخترانی که علاقه وافر به اینترنت وبازی های رایانه ای داشتند ، انها دچار یک نوع بی قراری ذهنی و عدم تمرکز خارج از اینترنت می شوند ، اظطراب بیشتری دارند ،واز اینکه در دنیای اینترنت چه می گذرد بیشتر از دیگر مسایل کنجکاوی به کار می برند، در ایجادو دنیای خیالی ورویایی اینترنت بیشتر درگیر هستند تا دنیای واقعی وخانواده گی ،دستان وانگشتان انها دارای یک نوع حرکات غیر ارادی می شوند و در زمان ارتباط اینترنتی بی کنترل تر می گردند . این دختران کتابهاونشریات مربوط به اینترنت رابیشتر از کتابهای درسی وکمک درسی خود مطالعه می کنند  ویک نکته بسیارمهم تر اینکه بیشتر از دخترانی که به رایانه واینترنت ندارند بهانه جویی می کنند و برای کارهای خود دلایل بیشتری ارایه می دهند و همچنین برای ان دروغ بیشتری می گویند و به یک نوع دروغگویی روی می اورند . انها بیشتراز دیگران شایعه سازی می کنند ومنبع اصلی وسند گفته های خود را به اینترنت وسایتهای واهی ومعجول ومجهول نسبت می دهند که اغلب وجود خارجی ندارند .دخترانی که به اینترنت دسترسی دارتد بیشتر از دیگر دانش اموزان بحث های جنسی و سکسی را پیش می کشند و به زندگی خصوصی و سکسی دیگران علاقمند می شوند . انها در بیان لحظاتی از اینترنت استفاده می کنند به یک نوع سرخوشی خاصی اشاره می کنند که دارای لذت خاصی است وبرای ادامه درساعات بعدی وروزهای بعدی تشویق می شوند . مساله دیگر این دختران روی اوری به پرخاشگری وخشونت با دیگر دوستان وهم کلاسی های خود است .

 

·       صحبت با تلفن وموبایل باعث افت تحصیلی دختران دانش آموز بوکان شده است.

از دیگر عوامل موثر در افت تحصیلی دانش اموزان دختر تلفن و موبایل است. که در بیشتر منازل وجود دارد و بیشتر خانواد ه ها خصوصا مادران در برابر استفاده دخترانشان از تلفن وموبایل نمی دانند چگونه با ان برخورد کنند و ان را کنترل نمایند . مادری با مراجعه به دفتر مشاوره اموزشگاه چنین می گفت :"  دخترم بیشتر وقت خودش را در خانه می گذرانند . یعنی از زمانی که از مدرسه برمی گردد به خاطر ممانعت پدرش برای بیرون رفتن بیشتر وقتش را در خانه وبه تنهایی به سر می برد . به اتاقش می رود وتا زمانی که پدرش به خانه بر می گردد همان جااست . به محض اینکه از مدرسه بر می گردد و یا زمانی صبح پدرش سر کار می می رود با تلفن صحبت می کند و مدام با افراد مختلفی که برای من ناشناخته هستند و معلوم نیستند شروع به صحبت می کند . هنوز چند لحظه ای نمی گذرد که مجددا تلفن به صدا در می اید و با نفر بعدی صحبت می کند . هر وقت هم که می پرسم می گوید دوست هایم هستند . از ترس اینکه مبادا با پدرش در گیر شود نمی توانم موضوع به پدرش بگویم. چند دفعه پدرش فهمیده و دعوایشان شده اما دست بردار نیست . از اینکه در اتاق در بسته ساعتها باتلفن حرف می زند و با دوستانش و مخاطبانش از همه چیز وهمه کس صحبت می کند ، احساس نگرانی می کنم و خیلی وقتها هم عصبانی می شوم . تا حالا چندین باربا پدرش به خاطر اشغال دایمی وصورت حساب تلفن جر وبحث های طولانی و حتی دعوا داشتند . "

این و صدها موردی از این قبیل در بسیاری از خانواد ه ها تکرار می شود کمتر خانواد ای مانند این مادر برای مشاور مراجعه می کند . تلفن وموبایل از وسایلی است که در نزد جوانان خصوصا دختران محبوبیت زیادی دارد . به تازگی ها خصوصا از شروع نیمه دوم سال 1385دختران دور متوسطه و سطوح بالاتر بصورت اسانتری به موبایل دسترسی دارند و حتی خود دارای تلفن همراه وشماره شخصی دارند . به قول یکی از دختران دانش اموز " بدون موبایلم هرگز"  . بسیاری از والدین تلفن وموبایل را برای دختران خطرناک می دانند و یکی از راههای انحراف انان می پندارند . بسیاری دیگری تلفن وموبایل را پدیده ای می دانند که استقلال و کنترل والدین را به خطر می اندازد . ومی تواند رازهای زیادی از درون خانواد هها را به بیرون انتقال داده ویا غریبه های بسیاری را به خانواده پیوند دهد . مادر یکی دیگر از دانش اموزان که از این موضوع بسیار رنج می برد عنوان می کرد :" دخترم گاهی وقتها بیشتر از چندین ساعت با دوستش که همه روز ه هم در دبیرستان هم دیگر را می بینند تلفنی صحبت می کند . صحبتهایشان همواره مرموز واسرار امیز است ، هیچ کس از انها سر در نمی اورد . گاهی یکی از انها یک ریز صحبت می کند بدون انکه خسته شود . پدرش از مکالمات و گفتگوی های سری خیلی ناراحت است و همیشه دچار وهم خیال است . خیلی وقتها کار به کتک کاری و دعوا می کشد .  خیلی وقتها قبض تلفن را بدون اطلاع ما پرداخت می کند تا از صورت حساب ان سر در نیاوریم .  "

مکالمات طولانی وهمیشگی باتلفن دربین این دختران دانش اموز بصورت اعتیادی در امده است که بیشتر وقت انها می گیرد و بعلت در دسترس بودن همیشگی و مداوم با عث می شود تا انها نتوانند در منزل دروس خود رامرورکنند وتمارین را حل نمایند . در نتیجه دچار افت تحصیلی می شوند .

 

Smsیکی دیگر از سرگرمی ها ی دخترانی است دارای موبایل هستند . نوشتن حروف در شیوه خود وقت ان ها را می گیرد و چنانچه از سوی والدین کنترل نشود بصورت یک اعتیاد در می اید . بسیاری از دخترانی که موبایل دارند انچنان به ان وابسته شده اند که حتی در سر کلاس درس نیز  مشغول تایپ حروف وارسال ودریافت پیام ها را دارند .

 

 

 

·        افت تحصیلی دخترانی که از روستاهها به شهر می آیند بیشتر است.

مورد دیگری از افت تحصیلی دانش اموزان دختر در دوره متوسطه مربوط به دخترانی است که در از روستاهها به دبیرستانهای شهر می ایند .خصوصا دخترانی که خانواده انها از لحاظ درامد در سطح پایین تری قرار داشته باشند . تامین هزینه های کتاب ونوشت افزار،اجاره اتاق ، تهیه خوارک وپوشاک ،بعنوان هزینه ای اضافه ای که بر خانواده تحمیل می کند . خانواده ای که مشکلات عدیده ای برای خود دارند .وپشتبانی خانواده از انها محدود ودر بسیاری از موارد تزلزل دارد . در بسیاری از موارد این خانواد ها به خاطر بار مشکلات خود و این هزینه ها از اعزام دخترانشان به شهر ممانعت بعمل می اورند وقید ادامه تحصیل انها را می زنند . تعداد بسیار محدودی بر این مشکلات فایق می شوند وبا تحمل انها به تحصیل ادامه می دهند . اغلب انها دارای افسردگی ناشی ازفقر ، خستگی راه ودوری ان ، دچار افت تحصیلی می شوند . تعداد زیادی از انها با شروع هر ترم درسی بدنبال کارنیز می گردند ودر مقابل دستمزد کم ، در کارگاهها و فروشگاهها و بوتیکها ومنشی گری مطب پزشکان و دفاتر شرکتها،ومنازل ونگهداری از سالمندان مشغول به کار می شوند که تعداد بسیار کمی از انها نیز به این شغل ها دست پیدا می کنند  . با دختری که هم درس می خواند و هم در یکی از این فروشگاه ها کار می کرد صحبتی داشتم . او عنوان می کرد " کار کردن برای ما بسیار سخت است از یک طرف صاحب کار همیشه در پی بهانه جویی است وما هیچ اختیاری از خود نداریم و هیچ قانونی نیز از ما حمایت نمی کند . به هر بهانه ای از دستمزدمان کم می کنند . ودر اخر مبلغی ان قدر ناچیز نصیبمان می شود که گفتن مقدار ان باعث شرمندگی مان می شود . من در اخر این ماه حساب کردم برای هر ساعت کارم فقط صد تومان دریافت کردم . با حجم کاری که من دارم فرصتی در روز برای مرور درس هایم نداشته ام ونمرات م به شدت پایین امده اند. "

این در حالی است که همکلاسی ها دیگر با در اختیار داشتن امکانات مالی و رفاهی موفق تر و از لحاظ روحی وروانی وجسمی در وضعیت بهتری به سر می برند . در شهر بوکان مراکز شبانه روزی برای این گونه دختران دایر است که متاسفانه انها نیز از امکانات رفاهی وتحصیلی زیادی برخوردار نیستند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

·                  تعصبات قومی ونژادی ومنطقه ای وسیاسی

·                  دو زبانه بودن دانش آموزان باعث افت تحصیلی می شود.

تحولات منطقه خصوصا در سالهای اخیر و بدنبال آن تغیر ات اساسی در کردستان عراق باز بودن مرزهای دو کشور پوشش خبری وفرهنگی شبکه های ماهواره ای کرد زبان در منطقه تبلیغات قومی

انتشار کتابها و مجلات کردی وبر انگیخته شدن حس ناسیونالیست کردی وتعصب قومی ، نشر دستور زبان وسیناتیک زبان کردی وتکیه وتاکید برآن موجی را به راه انداخت که موجب شد جوانان ونوجوانان را دربر گیرد . به علت غنای زبان کردی ، وارزش واحترام مردم کردستان برای آن وراه یافتن نشریات کردی وسبکه های رادیو وتلویزیون کردی به درون خانواد ه ها باعث رشد اندیشه وتفکر کردی در خانواده ها شد بطوریکه بیشتر دانش اموزان را چار مشکل کرده است . این دانش اموزان چون کردی می اندیشند ومجبورند تا فارسی صحبت کنند و فارسی بنویسند در اموختن دروس به زبان فارسی کند شده اند . آنان در یاد گیری مفاهیم وآموخته های خود وانتقال آنان کند شده و سرعت عمل خود را از دست می دهند و به همین علت " دو زبانگی در مدارس مناطق کرد نشین از جمله شهر بوکان بر روی سیستم تربیت وتعلیم واموزش مدارس تاثیر گذاشته است.

خصوصا دختران دانش اموز بعلت اینکه بیشتر از پسران در خانه می مانند و مجبور به تکلم بیشتر وزبان محاوره با دیگرانند دچار مشکل هستند . هر چند که بیشترین تاثیر در دوران ابتدایی خصوصا پایه های اول ودوم است اما در دوره های راهنمایی ومتوسطه دخترانه نیز کاملا مشهود است.  

 

 

 


موضوعات مرتبط: تحقیقات در موردتحصیل دانش اموزان ودلایل افت تحصیلی

تاريخ : سه شنبه هفدهم بهمن 1385 | 2:22 | نویسنده : معصومه گورکی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.