علمی و آموزشی - معرفی پژوهش

 

بررسي تأثير اشتغال مادران بر عملكرد رفتاري و آموزشي فرزندان‌

 

سازگاري و پيشرفت تحصيلي فرزند

 

يافته‌هاي پژوهشي كه علي‌اصغر احمدي، استاديار دانشكده روان‌شناسي و علوم‌ تربيتي دانشگاه تهران انجام داده است، نشان مي‌دهد كه دانش‌آموزاني كه مادر شاغل دارند، نسبت به دانش‌آموزاني كه مادر غير شاغل دارند، سازگاري اجتماعي كمتري دارند. همچنين بين رضايت شغلي مادران و سازگاري اجتماعي فرزندان همبستگي وجود دارد و متقابلاً بين تنش شغلي مادران و پيشرفت تحصيلي فرزندان نيز رابطه‌اي منفي وجود دارد.

 

اين بررسي از نوع پژوهش‌هاي غير آزمايشي نوع ملي- مقايسه‌اي (پس‌رويدادي) است كه با هدف بررسي پيامدهاي اشتغال، رضايت شغلي و تنش شغلي مادران در رابطه با سازگاري اجتماعي و پيشرفت تحصيلي فرزندان آنها در دوره سني 7 تا 11 سال انجام شده است.

 

جامعه آماري پژوهش شامل 6هزار و 196نفر از دانش‌آموزان دوره ابتدايي شهردامغان در سال تحصيلي1380 تا1381 است.

 

براساس گزارش‌هاي مركز آمار ايران، 190هزار و 388 نفر از جمعيت استان سمنان را زنان تشكيل مي‌دهند كه از اين تعداد 8 درصد شاغل هستند و بيش از 62 درصد در بخش خدمات مشغول به فعاليت هستند. پژوهشگر، اطلاعات مورد نياز خود را از طريق پرسشنامه راتر، فهرست توصيفي شغل اسميت، كندال و هيولين و پرسشنامه تنش شغلي استاينتز تهيه كرده است.

 

وي در بخشي از تحقيق خود به سبب‌شناسي اشتغال مادران پرداخته و با استناد به يافته‌هاي تحقيقاتي ديگر اظهار نظركرده است كه اكثر زنان شاغل، در وهله اول به جهت نياز خانواده به پول و در درجه دوم به منظور رسيدن به خود شكوفايي كار مي‌كنند. در شرايط اقتصادي كنوني با كاهش درآمدهاي واقعي، خانواده‌ها دريافته‌اند كه، كار كردن زن و مرد هر دو به منظور تأمين نيازهاي خانواده در حدي كه پيش از اين به وسيله يك نان آور به دست مي‌آمد، اساسي است و حتي بسياري از خانواده‌ها به منظور حفظ خود از غلتيدن در ورطه فقر، اين امر را ضروري و حياتي مي‌دانند. اكثر زنان مجرد، مطلقه و مادران بيوه براي اجتناب از فقر خود را ناگزير از كاركردن مي‌بينند. در هر صورت بيشتر زنان حتي اگر خانواده به پول نياز نداشته باشد نيز، حاضر به رها كردن شغل خود نيستند.

 

مطالعات نشان مي‌دهد كه حتي در بين خانواده‌هايي كه مشكلات اقتصادي دارند، سرعت برگشت به كار زنان پس از زايمان، به وضعيت شغلي قبلي و بازخوردهاي مثبت آنان نسبت به اشتغال خويش، بستگي دارد، بنابراين نياز اقتصادي ممكن است اكثر زنان را تشويق به مشاركت در بازار كار كند، اما عوامل ديگري آنان را وا‌ مي‌دارد تا بعد از بچه‌دار‌شدن مجدداً به كار خود بازگردند.

 

نظر مردان نسبت به اشتغال همسران‌شان‌

 

مادران نيز همانند ديگر افراد از نظر اهداف شغلي، انتظارات، نقش‌هاي جنسيتي و ميزان حمايت همسران‌شان از اشتغال آنها، با يكديگر تفاوت دارند.

 

بازنگري‌هاي متعددي كه در تحقيقات مربوط به اشتغال مادران انجام شده نشان مي‌دهد عوامل ميانجي اشتغال مادران، بر روابط خانوادگي اثر قطعي دارد. حمايت همسر از اشتغال زن، كليد موفقيت خانواده‌هايي است كه زن و مرد هر دو شاغل هستند. البته اشتغال مادر به خودي خود ممكن است عامل خشنودي در روابط زناشويي نباشد، بلكه اين قانون اشتراك شوهران در كاركردن با زنان است كه مي‌تواند ايجاد كننده چنين اثراتي باشد.

 

مادراني كه به خوبي از حمايت همسران خود برخوردارند، احساس مثبتي درباره همسر و زندگي خود دارند. از نظر مادران، كيفيت نقش‌ها بيش از تعداد نقش و يا ميزان تنش‌زا بودن ظاهري آنها اهميت دارد. حق‌شناسي و رضايت خاطر شوهران از شاغل بودن همسران، به ميزان مشاركت آنها در امور خانواده و ادراك آنها از حيات شغلي و خانوادگي بستگي دارد.

 

رابطه اشتغال مادران و تحول كودك‌

 

در تجربه مادري و مراقبت از كودك متغيرهاي متعدد و پيوستاري از تجربيات وجود دارد. در يك سوي اين پيوستار، غايت مطلوب، مادري است كه به مراقبت از فرزند مي‌پردازد و در سوي ديگر، محروميت كامل از داشتن مادر، اما واقعيت اغلب بين اين دو انتهاست.

 

نگراني از وضع احتمالي نامساعد فرزندان مادراني كه شاغل هستند، به بازنگري وسيع پژوهشي در سال 1982 به وسيله آكادمي علوم آمريكا منجر شد. نتايج اين بررسي نشان داد اشتغال مادران نمي‌تواند اثرات يكساني به عنوان مجموعه‌اي واحد بر كودكان داشته باشد زيرا مادران به دلايل گوناگوني كار مي‌كنند. همچنين برخي از مادران هنگامي كه كودكان آنها در سطوح مختلف تحول هستند، آغاز به كار كرده يا اينكه كار را ترك مي‌كنند. از سوي ديگر، اشتغال آنها در زمينه‌هاي خانوادگي و اجتماعي متفاوتي صورت مي‌گيرد كه در برخي موارد اين نقش‌هاي چند‌گانه مورد حمايت است و در موارد ديگر، از اشتغال مادران حمايت نمي‌شود.

 

لوييس‌هافمن به بازنگري پژوهش‌هاي پنجاه ساله مربوط به اشتغال مادران پرداخت، اكثر اين پژوهش‌ها بر مبناي اين فرضيه قرار داشت كه اشتغال مادران بر رشد كودك اثرات منفي دارد. ارزيابي‌ هافمن نشان داد كه دختران مادران شاغل، در مقايسه با دختران مادران غير شاغل، اعتماد به نفس بيشتر، نمرات درسي بهتر و آينده شغلي روشن‌تري دارند.

 

اين محقق همچنين اشاره كرد كه اشتغال مادر مي‌تواند از رهگذر افزايش درآمد خانواده موجب عزت نفس بالاتر مادر، تمايز اندك بين نقش‌هاي زن و مرد و ايجاد يك الگوي مثبت به سود پسران و دختران‌شان در زندگي آينده آنها باشد. نتايج تحقيقات نشان مي‌دهد در بين خانواده‌هايي كه كودك پيش‌دبستاني دارند،‌ از نظر وقتي كه پدران صرف مراقبت  از كودك يا كارهاي مربوط به منزل مي‌كنند، ميان خانواده‌هايي كه در آن زن و شوهر هر دو شاغل هستند، با خانواده‌هايي كه فقط مرد شاغل است، اختلاف معنا‌داري وجود ندارد. در واقع مادران شاغل نيز ساعات كار مربوط به وظايف خانه‌داري‌شان را كاهش مي‌دهند، ولي از مراقبت از كودك نمي‌كاهند،‌ از اين رو هنگامي كه پدر و مادر كودك پيش‌دبستاني شاغل‌اند، هر دو تقريباً به اندازه‌ خانواده‌هايي كه در آنها تنها پدر شاغل است وقت صرف تعامل مستقيم با فرزندشان مي‌كنند.

 

روان‌شناسان بيشتر علاقه‌مندند كه مطالعات و پژوهش‌هاي خود را بر چگونگي روابط مادر و فرزندي و تأثيري كه شغل مادر بر زندگي خانوادگي مي‌گذارد، متمركز كنند.

 

هافمن با مروري بر تاريخچه اين زمينه پژوهشي دريافت كه مادران شاغل در مقايسه با مادران خانه‌دار، وقت كمتري را به مراقبت از كودكان خود و بچه‌داري اختصاص مي‌دهند. مدت زماني كه مادران شاغل فارغ‌التحصيل  از دانشگاه به مراقبت از فرزندان‌شان اختصاص مي‌دهند، حدود يك سوم مدت زماني است كه يك مادر خانه‌دار صرف اين كار مي‌كند، همچنين مادران شاغل وقت كمتري را به تماشاي تلويزيون مي‌گذرانند يا مي‌خوابند.

 

از يافته‌هاي پژوهشي خود و بررسي سوابق پژوهشي در زمينه تأثير اشتغال مادران بر سازگاري اجتماعي فرزندان و پيشرفت تحصيلي آنان، اين‌گونه نتيجه‌گيري مي‌كند كه اشتغال مادران زماني كه با ساير متغيرهاي اجتماعي - اقتصادي نظير جنس، سن، طبقه، نوع شغل مادر (خدماتي، فرهنگي و كارمندي) و ميزان رضايت يا تنش شغلي همراه مي‌شود، پيامد‌هاي متفاوتي ايجاد مي‌كند.

 

براساس اين پژوهش، اشتغال مادران برسازگاري اجتماعي و پيشرفت تحصيلي فرزندان، اثرات يكساني بر دو جنس داشته است. يافته‌هاي پژوهش حاضر، در مورد اثر اشتغال مادر بر فرزندان در سنين خردسالي و قبل از دبستان، نشان مي‌دهد اشتغال مادر براي كودكاني كه در سال‌هاي بالاتر تحصيلي (پايه‌هاي چهارم و پنجم) هستند، باعث سازگاري اجتماعي و پيشرفت تحصيلي بيشتر شده است.

 

همچنين يافته‌ها تأكيد دارند كه در طبقات بالاي اقتصادي - اجتماعي، زنان شاغل از اعتماد به نفس، استقلال فكري و خود بسندگي بيشتري برخوردار هستند كه اين عوامل مي‌تواند در تعيين سازگاري فرزندان آنها بسيار مؤثر باشد.

 

تأثير نوع شغل مادر بر سازگاري اجتماعي و پيشرفت تحصيلي فرزندان به خوبي نشان مي‌دهد، دانش‌آموزاني كه مادران آنها درمشاغل رده‌پايين (خدماتي) مشغول فعاليت بودند، كمترين سازگاري اجتماعي و پيشرفت تحصيلي و فرزندان مادراني كه در مشاغل رده‌بالا (فرهنگي - مديريتي) فعاليت مي‌كردند،  بهترين عملكرد تحصيلي و رفتاري را در خانه و مدرسه از خود نشان داده‌اند. افزون بر اين، بيشترين رضايت شغلي در زناني كه در مشاغل رده‌بالا فعاليت مي‌كردند، وجود داشت. بين رضايت مادران از شغل خويش و عملكرد آموزشي و رفتاري فرزندان آنها همبستگي مثبت و معنا‌داري وجود دارد، بدين صورت كه اشتغال مادران اگر همراه با رضايت‌خاطر آنها از انجام شغل باشد، مي‌تواند اثرات مثبت و مطلوبي را بر فرزندان به جاي گذارد.

 

در مقابل، بر%8


موضوعات مرتبط: تحقیقات در موردتحصیل دانش اموزان ودلایل افت تحصیلی

تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 | 2:10 | نویسنده : معصومه گورکی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.